آنگاه به بنى آدم فرمود اقرار آوريد براى خدا بربوبيت و براى اين چند نفر باطاعت گفتند خدايا اقرار داريم بملائكه فرمود گواه باشيد گفتند گواهيم بر اينكه نگويند ما غافل از اين بودهايم يا بگويند كه پدران ما قبلا مشرك بودهاند و ما فرزندان بعدى آنهائيم ما را بواسطه آنها هلاك ميكنيد .
اى داود ! ولايت ما با تاكيد هر چه تمامتر در ميثاق گرفته شده .
تفسير فرات : جابر جعفى گفت به حضرت باقر عليه السّلام گفتم چه وقت امير المؤمنين ناميده شد ؟ فرمود قرآن نخواندهاى گفتم چرا فرمود بخوان گفتم چه بخوانم فرمود بخوان
وَ إِذْ أَخَذَ رَبُّكَ مِنْ بَنِي آدَمَ مِنْ ظُهُورِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ وَ أَشْهَدَهُمْ عَلى أَنْفُسِهِمْ أَ لَسْتُ بِرَبِّكُمْ
فرمود اينست آن آيهاى كه ميخواستى ولى نميدانى بكجا منتهى مىشود و محمّد رسول من و على امير المؤمنين است در اين موقع خداوند او را امير المؤمنين ناميد جابر ! بصائر : جابر از حضرت باقر عليه السّلام در باره آيه
وَ لَقَدْ عَهِدْنا إِلى آدَمَ مِنْ قَبْلُ فَنَسِيَ وَ لَمْ نَجِدْ لَهُ عَزْماً
فرمود پيمان از او گرفت در باره محمّد و ائمه بعد از او آدم ترك كرد و تصميمى نداشت كه آنها داراى چنين مقامى هستند و انبياى اولو العزم را به اين لقب ستودهاند چون خداوند با آنها عهد بست در باره محمّد و اوصياى بعد از او و حضرت مهدى و روش آن جناب آنها عزم و تصميم گرفتند كه مطلب همين طور است و اقرار آوردند .
توضيح : شايد خبر را بايد حمل كرد بر اينكه آن عزم و اهتمام لازم و سرور را نداشت به مقدارى كه اولو العزم داشتند .
بصائر : عمران از حضرت باقر عليه السّلام نقل كرد كه فرمود وقتى خداوند خلق را آفريد آب گوارا و آب شور تندى اين دو آب را مخلوط كرد خاكى از روى زمين گرفت آن را سخت ماليد و مخلوط كرد و باصحاب يمين گفت بدويد به طرف بهشت با سلام و باصحاب شمال فرمود بدويد بجانب جهنم مرا باكى نيست بعد فرمود مگر پروردگار شما نيستم ؟ گفتند چرا ما گواهى ميدهيم بر اينكه