تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار (ج23 تا 27) (بخش امامت) ( فارسى) — صفحة 175

مساهمون:

ص١٧٥
جانب آسايش آن مرد را ملاحظه كردى به همين جهت گرفتار اين درد شدى . اگر ميخواهى خداوند ناراحتى ترا از بين ببرد تصميم بگير هر كس دوستى از ما را مورد طعنه قرار داد در صورتى كه بتوانى او را كمك كنى كمك نمائى مگر بر خود و خانواده و فرزند و مالت بترسى . به ديگرى فرمود تو ميدانى چرا دچار چنين ناراحتى شدى گفت نه فرمود يادت هست وقتى قنبر خادم من آمد و تو پيش فلان ستمگر ايستاده بودى تو بواسطه احترام بقنبر از جاى حركت كردى چون احترام بما ميگذاشتى به تو اعتراض كرد كه چرا پيش من براى قنبر حركت كردى به او گفتى چرا حركت نكنم براى كسى كه ملائكه پر و بال خود را زير پايش ميگسترانند اين حرف را كه زدى از جاى حركت كرد و قنبر را زد و دشنام داد و آزارش نمود و مرا تهديد كرد و اجبار نمود كه صبر بر اين ناراحتى نمايم به همين جهت مار ترا گزيد . اگر مايلى خدا عافيت به تو ببخشد از اين ناراحتى تصميم بگير نسبت بما و هر يك از دوستان ما كارى در مقابل دشمنانمان انجام ندهى كه موجب اذيت و آزار آنها با ما شود . پيامبر اكرم با اينكه مرا بر همه مقدم ميداشت ، در مجلس جلو پاى من وقتى وارد ميشدم حركت نميكرد آن طورى كه حركت ميكرد براى بعضى از آنها با اينكه او قابل مقايسه با من نبود در يك دهم از يك صد هزارم زيرا پيامبر اكرم ميدانست اين كار دشمنان را وادار مىكند عكس العملى انجام دهند كه موجب غم و ناراحتى او و من و مؤمنين شود حركت ميكرد پيش پاى اشخاصى كه از اين كار بر خود و آنها ترسى نداشت آن ترسى كه از حركت كردن پيش پاى من برايش بود .