بوسيله روح ايمان خدا را پرستش ميكنند و برايش چيزى را شريك قرار نميدهند و با روح قوت به پيكار دشمنان و امور زندگى خود مىپردازند و با روح شهوت از غذاهاى لذيذ و زنان جوان از راه حلال بهرهمند مىشوند و با روح بدن در رفت و آمدند سپس مىفرمايد
تِلْكَ الرُّسُلُ فَضَّلْنا بَعْضَهُمْ عَلى بَعْضٍ مِنْهُمْ مَنْ كَلَّمَ اللَّهُ وَ رَفَعَ بَعْضَهُمْ دَرَجاتٍ وَ آتَيْنا عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ الْبَيِّناتِ وَ أَيَّدْناهُ بِرُوحِ الْقُدُسِ
و در باره همه پيامبران مىفرمايد
وَ أَيَّدَهُمْ بِرُوحٍ مِنْهُ
بوسيله آن روح ايشان را گرامى داشته و بر ديگران فضيلت بخشيده .
اما اصحاب ميمنه همان مؤمنين واقعى هستند كه در آنها چهار روح قرار داده روح ايمان روح القوة و روح الشهوة و روح البدن و پيوسته بنده اين ارواح در او رو بكمال مىگذارد تا حالاتى در او پيدا شود .
اما آن حالات چيست فرمود اولين حالت آن است كه خداوند در اين آيه مىفرمايد
وَ مِنْكُمْ مَنْ يُرَدُّ إِلى أَرْذَلِ الْعُمُرِ لِكَيْلا يَعْلَمَ مِنْ بَعْدِ عِلْمٍ شَيْئاً
« 1 » اين حالت تمام روحها را در او كم مىكند اما نه اينكه از ايمان خارج شود زيرا خداوند چنين كارى را كرده و او را به اين حد زندگى رسانيده است كه نه وقت نماز را ميداند و نه قدرت تهجد و نافله نيمه شب را دارد و نه ميتواند روزه بگيرد و نه در صف نماز با مردم بايستد .
اين خود نقصانى است در روح ايمان اما ان شاء اللَّه موجب زيانى براى او نخواهد شد روح قوت نيز كم مىشود نه قادر بجهاد و نه جستجوى روزى است روح شهوت نيز در او كم مىشود اگر زيباترين دختران آدم از جلو او بگذرد به او تمايلى ندارد و حركتى برايش نيست .
باقى ميماند روح بدن رفت و آمدى دارد تا مرگ گريبانش را بگيرد اين
هامش
( 1 ) نحل 70 - بعضى از شما را بسوى پستترين زندگانى ميرسانيم بطورى كه بعد از علم و اطلاع ديگر هيچ چيزى را نميداند .