اگر در ميان روايات ، مرحوم كلينى ( رحمه الله ) دو روايت نقل كرده بود كه :
- از حيث مضمون اشتراك داشتند ؛
- از حيث مروى عنه ، نيز واحد بودند ؛
- از حيث راوى اولى كه از امام نقل كرده ، نيز واحد باشند .
در اين صورت مشخص مىشود كه : اين « دو » روايت « يك » روايت است ، اگر چه در تعبير اختلاف داشته باشند .
بنابراين ، مطابق مبناى محقق بروجردى ( رحمه الله ) بايد بررسى شود كه : آيا بعضى از اين روايتها ، با ديگر روايات اتحاد دارند يا خير ؟
ثمرهى بحث
اگر بعد از بررسى ، به نتيجهياتحاد بين چند روايت نائل شديم ، دو ثمره بر اين اتحاد متصور است :
اولًا : بواسطهى اتحاد ميان چند روايت ، مسئلهى تواتر زير سؤال مىرود .
ثانياً : چنانچه چند روايت كه در مضمون ، مروىعنه و راوى اول با يكديگر اشتراك دارند ولى در تعبير با يكديگر اختلاف دارند ، در اين صورت ، بايد يكى را « قرينه » و « مفسّر » ديگرى قرار داد ؛ به عنوان مثال :
- اگر در يك روايت آمده بود : زوجه از « ارض » ارث نمىبرد .
و :
- اگر در روايت ديگرينيز آمده بود : زوجه از « رباع الارض » ارث نمىبرد ؛
در اين صورت ، بايد يكى از اين دو روايت را مفسّر ديگرى
قرار داده و بگوييم مراد ، « مطلق ارض » نيست .
ارث زوجه از زمين (فارسى) — صفحة 102
مساهمون: الشيخ فاضل اللنكراني
ص١٠٢