شان نزول :
همانگونه كه در شرح محتواى سوره نيز اشاره كرديم به اعتقاد اكثر مفسران اين سوره نخستين سوره اى است كه بر پيغمبر اكرم ص نازل شده است ، بلكه به گفته بعضى پنج آيه فوق به اتفاق همه مفسران در آغاز وحى بر رسول اكرم ص نازل شده ، مضمون آن نيز مؤيد اين معنى است .
در روايات آمده است كه پيغمبر اكرم ص به كوه « حرا » رفته بود جبرئيل آمد و گفت : اى محمد بخوان ! پيامبر ص فرمود : من قرائت كننده نيستم .
جبرئيل او را در آغوش گرفت و فشرد ، و بار ديگر گفت : بخوان ! پيامبر ص همان جواب را تكرار كرد ، بار دوم نيز جبرئيل اين كار را كرد ، و همان جواب را شنيد ، و در سومين بار گفت : * ( اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ الَّذِي خَلَقَ ) * . . . ( تا آخر آيات پنجگانه ) .
اين سخن را گفت و از ديده پيامبر ص پنهان شد .
رسول خدا ص كه با دريافت نخستين اشعه وحى سخت خسته شده بود به سراغ خديجه آمد ، و فرمود : زملونى و دثرونى : « مرا بپوشانيد و جامه اى بر من بيفكنيد تا استراحت كنم » ( 1 ) .
« طبرسى » در « مجمع البيان » نيز نقل مىكند كه رسول خدا ص به خديجه فرمود هنگامى كه تنها مىشوم ندايى مىشنوم ( و نگرانم ! ) .
خديجه عرض كرد : خداوند جز خير در باره تو كارى نخواهد كرد ، چرا
هامش
( 1 ) « ابو الفتوح رازى » جلد 12 صفحه 96 ( با كمى تلخيص ) - همين معنى را بسيارى از مفسران عامه و خاصه با شاخ و برگهاى بيشترى كه بعضى قابل قبول نيست نقل كردهاند .