دست او مىگذرد نورى در قيامت به او مىبخشد » ( 1 ) .
در آيه 9 سوره « ضحى » نيز آمده است : فَأَمَّا الْيَتِيمَ فَلا تَقْهَرْ : « اما يتيم را مورد قهر و تحقير قرار مده » .
و اين درست در مقابل چيزى است كه در جوامع دور از ايمان و اخلاق همچون جامعه عصر جاهليت ديروز و امروز رواج داشته و دارد ، كه نه تنها به انواع حيلهها براى تملك اموال يتيمان متوسل مىشوند بلكه خود او را در جامعه چنان تنها مىگذارند كه درد يتيمى و فقدان پدر را به تلخترين صورتى احساس مىكند .
از آنچه گفتيم روشن مىشود كه اكرام يتيمان منحصر به حفظ اموال آنها نيست ، آن چنان كه بعضى از مفسران پنداشتهاند ، بلكه معنى وسيع و گسترده اى دارد كه هم آن ، و هم امور ديگر را شامل مىشود .
جمله « تحاضون » از ماده « حض » به معنى تحريص و ترغيب است ، اشاره به اينكه تنها اطعام مسكين كافى نيست ، بلكه مردم بايد يكديگر را بر اين كار خير تشويق كنند ، تا اين سنت در فضاى جامعه گسترش يابد ( 2 ) .
عجب اينكه در آيه 34 سوره « حاقه » اين موضوع را همرديف عدم ايمان به خداوند بزرگ ذكر كرده مىفرمايد : إِنَّه كانَ لا يُؤْمِنُ بِاللَّه الْعَظِيمِ وَلا يَحُضُّ عَلى طَعامِ الْمِسْكِينِ : « او به خداوند بزرگ ايمان نمىآورد و ديگران را به اطعام مستمندان تشويق نمىكند » ( 3 ) .
هامش
( 1 ) « بحار الانوار » جلد 15 صفحه 120 ( چاپ قديم ) .
( 2 ) « تحاضون » در اصل « تتحاضون » بوده كه يك تاء از آن براى تخفيف حذف شده است .
( 3 ) « طعام » در اين آيه و آيه مورد بحث معنى مصدرى دارد و به معنى « اطعام » است .