در اينجا اين سؤال مطرح است كه سوره اعلى سوره مكى است ، و در مكه نه زكات فطر مقرر شده بود ، و نه روزه ماه مبارك ، و نه مراسم نماز عيد فطر .
در پاسخ اين سؤال بعضى گفتهاند كه هيچ مانعى ندارد آغاز اين سوره در مكه نازل شده باشد و پايانش در مدينه .
اين احتمال نيز قويا وجود دارد كه تفسير فوق از قبيل بيان يك مصداق روشن و تطبيق آيه بر فرد واضح است .
بعضى نيز « تزكيه » را در اينجا به معنى دادن صدقه مالى دانستهاند .
مهم اين است كه « تزكيه » معنى وسيعى دارد كه همه اين مفاهيم را در بر مىگيرد ، هم پاكسازى روح از آلودگى شرك ، و هم پاكسازى از اخلاق رذيله ، و هم پاكسازى عمل از محرمات ، و هر گونه ريا ، و هم پاكسازى مال و جان به وسيله دادن زكات در راه خدا ، زيرا طبق آيه خُذْ مِنْ أَمْوالِهِمْ صَدَقَةً تُطَهِّرُهُمْ وَتُزَكِّيهِمْ بِها : « از اموال آنها صدقه اى ( زكات ) بگير تا آنها را به وسيله آن پاكسازى و تزكيه كنى » دادن زكات سبب پاكى روح و جان است .
بنا بر اين ، تمام تفسيرها ممكن است در معنى گسترده آيه جمع باشد .
قابل توجه اينكه : در آيات فوق نخست سخن از تزكيه و بعد ذكر پروردگار و سپس نماز است .
به گفته بعضى از مفسران مراحل عملى مكلف سه مرحله است :
نخست « ازاله عقائد فاسده از قلب » سپس « حضور معرفة اللَّه و صفات و اسماء او در دل » و سوم « اشتغال به خدمت » آيات فوق در سه جمله كوتاه اشاره به اين سه مرحله كرده است ( 1 ) .
اين نكته نيز قابل توجه است كه « نماز » را فرع بر « ذكر پروردگار » مىشمرد ، اين به خاطر آن است كه تا به ياد او نيفتد و نور ايمان در دل او پرتو افكن
هامش
( 1 ) « تفسير فخر رازى » جلد 31 صفحه 147 .