گرچه آيه فوق ناظر به خواب به عنوان يك نعمت الهى است ، ولى از آنجا كه « خواب » شباهتى به « مرگ » و « بيدارى » شباهتى به « رستاخيز » دارد ، مىتواند اشاره اى به اين مطلب نيز باشد .
سپس در رابطه با مساله « خواب » سخن از موهبت « شب » به ميان آورده ، مىفرمايد : « ما شب را پوششى قرار داديم » ( * ( وَجَعَلْنَا اللَّيْلَ لِباساً ) * ) .
و بلافاصله مىافزايد : « و روز را وسيله اى براى زندگى قرار داديم » ( * ( وَجَعَلْنَا النَّهارَ مَعاشاً ) * ) ( 1 ) .
به عكس آنچه « ثنويين » ( دو گانه پرستان ) بر اثر بىاطلاعى از اسرار آفرينش مىپنداشتند كه نور و روشنايى روز نعمت است ، و ظلمت و تاريكى شب شر و عذاب ، و براى هر كدام خالقى قائل بودند ، يكى را از « يزدان » و ديگرى را از « اهريمن » مىدانستند ، با كمى دقت روشن مىشود كه هر يك در جاى خود نعمتى است بزرگ و سرچشمه نعمتهايى ديگر .
مطابق آيات فوق پرده شب لباس و پوششى است بر اندام زمين ، و تمام
هامش
( 1 ) « معاش » ممكن است اسم زمان يا اسم مكان به معنى زمان و مكان زندگى باشد و نيز ممكن است مصدر ميمى باشد و در اين صورت محذوفى دارد و در تقدير سببا لمعاشكم بوده است ضمنا معاش از ماده عيش به معنى زندگى است و تفاوتش با حيات اين است كه حيات بر خداوند و فرشتگان نيز اطلاق مىشود اما عيش مخصوص زندگى انسان و حيوان است .