نشان ميداديم از موسى چيزى كه موجب ترس و وحشت آنها بود ( از كشته شدن و شكنجه ) ضمير را مفرد مىآورد ( منه ) نه ( منهم ) ضمير جمع وقتى مىفرمايد تصميم داريم منت گذاريم بر كسانى كه ضعيف شمرده شدهاند در زمين آنها را امام قرار دهيم متوجه ميشويم كه خطاب به پيامبر است و وعدهاى كه خدا به او داده ، مربوط به بعد از آن جناب است و ائمه از فرزندان او هستند .
خداوند اين مثل را براى آنها زده در مورد موسى و بنى اسرائيل و دشمنان آنها فرعون و هامان و سپاه آن دو فرموده است فرعون شروع بكشتار بنى اسرائيل كرد و به آنها ستم نمود .
خداوند موسى را بر او پيروز كرد تا آنجا كه موجب هلاكت فرعون گرديد همچنين اهل بيت پيامبر از دشمنان خود ستمتهائى از كشته شدن و غصب مقام ديدند در آينده خداوند آنها را به دنيا برميگرداند و دشمنان ايشان را نيز مىآورد تا آنها را بكشند .
امير المؤمنين عليه السّلام در باره دشمنان خود مثلى زده مانند مثالى كه خدا به فرعون و هامان زده فرموده است : اى مردم اول كسى كه ستمگرى را در زمين شروع كرد عناق دختر آدم بود .
خداوند براى او بيست انگشت آفريد در هر انگشت دو ناخن قرار داشت هر كدام باندازهى منجل بزرگى بود و يك جريب زمين محل نشستن او مىشد وقتى ستمكارى را از پيش گرفت خداوند شيرى به اندازه فيل و گرگى به اندازه شتر و عقابى مانند الاغ براى نابودى او فرستاد اين مربوط به آفريدههاى اول بود خداوند شير و گرگ و عقاب را بر آن زن مسلط گردانيد او را كشتند .
دقت نمائيد خداوند فرعون و هامان را كشت و قارون را در زمين فرو برد اين مثالى است آورده از براى دشمنان خدا كه غصب حقش را نمودند آنها را هلاك كرد .
سپس امير المؤمنين عليه السّلام بعد از اين مثل فرمود مرا حقى بود كه اشخاص
بحار الأنوار (ج23 تا 27) (بخش امامت) ( فارسى) — صفحة 144
مساهمون: العلامة المجلسي
ص١٤٤