عمل كردهايم ، بنا بر اين ديگران را به چيزى دعوت نمىكنيم كه خود آن را ترك گفته باشيم .
سپس نتيجه ايمان را در يك جمله كوتاه بيان كرده مىگويند : هر كس به پروردگارش ايمان بياورد ، نه از نقصانى مىترسد و نه از ظلم « ( * ( فَمَنْ يُؤْمِنْ بِرَبِّه فَلا يَخافُ بَخْساً وَلا رَهَقاً ) * ) .
« بخس » ( بر وزن شخص ) به معنى « نقصان از طريق ظلم و ستم » است ، و « رهق » ( بر وزن شفق ) چنان كه قبلا هم اشاره كردهايم به معنى « پوشانيدن چيزى به زور » است .
بعضى فرق ميان اين دو تعبير را چنين گفتهاند كه : « بخس » اشاره به اين است كه چيزى از « حسنات » آنها كاسته نمىشود و « رهق » اشاره به آن است كه چيزى بر « سيئات » آنها افزوده نخواهد شد .
بعضى نيز « بخس » را ناظر به كمبود « حسنات » ، و رهق را به « تكاليف شاق » دانستهاند .
به هر حال منظور اين است : مؤمنان هر كار كوچك و بزرگى را انجام دهند ، اجر و پاداش آن را بىكم و كاست دريافت مىنمايند .
درست است كه عدالت پروردگار منحصر به مؤمنان نيست ، ولى چون غير مؤمنان عمل صالحى ندارند سخنى از اجر آنان به ميان نيامده .
و در آيه بعد براى توضيح بيشتر پيرامون سرنوشت مؤمنان و كافران مىگويند :
« ما از طريق هدايت قرآن ميدانيم گروهى از ما مسلم و گروهى ظالم و بيدادگرند » ( * ( وَأَنَّا مِنَّا الْمُسْلِمُونَ وَمِنَّا الْقاسِطُونَ ) * ) ( 1 ) .
هامش
( 1 ) « قاسط » از ماده « قسط » به معنى تقسيم عادلانه است ، اين ماده هنگامى كه به صورت باب « افعال » در آيد ( اقساط ) به معنى اجراى عدالت است ، و هنگامى به صورت ثلاثى مجرد استعمال شود ( مانند آيه فوق ) به معنى ظلم و انحراف از مسير حق است .