( * ( وَأَنَّا لا نَدْرِي أَ شَرٌّ أُرِيدَ بِمَنْ فِي الأَرْضِ أَمْ أَرادَ بِهِمْ رَبُّهُمْ رَشَداً ) * ) .
و به تعبير ديگر ما نمىدانيم آيا اين امر مقدمه نزول عذاب و بلا از سوى خدا است يا مقدمه هدايت آنها ؟
ولى مؤمنان جن قاعدتا بايد فهميده باشند كه ممنوعيت از استراق سمع كه با ظهور پيامبر اسلام ص مقارن بوده ، مقدمه هدايت انسانها ، و بر چيده شدن دستگاه كهانت و خرافات ديگرى مانند آن است ، و اين چيزى جز اعلام پايان يك دوره تاريك ، و آغاز دورانى نورانى نمىتواند باشد .
اما از آنجا كه « جن » به مساله استراق سمع دلبستگى خاصى داشت هنوز نمىتوانست باور كند كه اين محروميت يك نوع خير و بركت است ، و گرنه روشن است كه كاهنان در عصر جاهليت با اتكاء به همين مساله استراق سمع سهم بزرگى در گمراه ساختن مردم داشتند .
قابل توجه اين كه آنها در اين جمله هدايت را به خدا نسبت مىدهند ، ولى شر را به صورت فعل مجهول بدون نسبت به خدا ذكر مىكنند ، اشاره به اينكه آنچه از سوى خدا مىرسد خير و هدايت است ، و شر و فساد از خود مردم و سوء استفاده آنها از نعمتهاى الهى و مواهب آفرينش ناشى مىشود .
گرچه مىبايست در مقابل « شر » ، واژه « خير » ذكر شود ، ولى از آنجا كه واژه « خير » در اينجا به معنى « هدايت » بوده روى همين مصداق تكيه شده است .
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 113
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص١١٣