بدگويان مىكوبد .
تعبير به « * ( فَنَفَخْنا فِيه مِنْ رُوحِنا ) * » ( از روح خود در او دميديم ) چنان كه قبلا نيز اشاره كردهايم منظور از آن يك روح با عظمت و متعالى است ، يا به تعبير ديگر اضافه « روح » به « خداوند » « اضافه تشريفيه » است كه براى بيان عظمت چيزى مىآيد ، مانند اضافه « خانه » به « خدا » در تعبير « بيت اللَّه » و گرنه خداوند نه روح دارد ، و نه خانه و بيت .
عجب اينكه بعضى از مفسران حديثى در باره زنان با شخصيت و و الا مقام در نزد خداوند نقل كردهاند كه « عايشه را برترين آنها شمردهاند ! چه خوب بود اين حديث را در تفسير سوره تحريم ذكر نمىكردند ، چرا كه اين سوره با صداى رسا پيامى بر خلاف اين حديث ساختگى مىدهد ، و چنان كه ديديم بسيارى از مفسران اهل سنت و مورخان تصريح كردهاند آن دو زن كه آيات اين سوره آنها را شديدا ملامت مىكند و مايه خشم خدا و رسولش شدند ، » حفصه « و » عايشه « بودند ، و اين معنى صريحا در صحيح بخارى نيز آمده است ( 1 ) .
ما از تمام كسانى كه آزاد مىانديشند مىخواهيم بار ديگر آيات اين سوره را مرور كنند و سپس ارزش چنين احاديثى را روشن سازند .
خداوندا ! ما را از حب و بغضهاى بىدليل و تعصبآميز حفظ فرما ، و چنان كن كه در برابر آيات قرآن مجيدت با تمام وجود خود تسليم و خاضع باشيم .
هامش
( 1 ) « صحيح بخارى » جلد 6 صفحه 195 .