برو ) ( 1 ) .
در حديث ديگرى نيز آمده است كه يكى از ياران امام دهم على بن محمد الهادى ع مىگويد : خدمت حضرت ع رسيدم در حالى كه در مسير راه انگشتم مجروح شده بود ، و سوارى از كنارم گذشت و به شانه من صدمه زد ، و در وسط جمعيت گرفتار شدم و لباسم را پاره كردند ، گفتم : خدا مرا از شر تو اى روز حفظ كند ، عجب روز شومى هستى ! امام فرمود : با ما ارتباط دارى و چنين مىگويى ؟ ! و روز را كه گناهى ندارد گناهكار مىشمرى ؟ آن مرد عرض مىكند از شنيدن اين سخن به هوش آمدم و به خطاى خود پى بردم ، عرض كردم اى مولاى من من استغفار مىكنم ، و از خدا آمرزش مىطلبم ، امام ع افزود :
ما ذنب الايام حتى صرتم تتشامون بها اذا جوزيتم باعمالكم فيها ؟ :
« روزها چه گناهى دارد كه شما آنها را شوم مىشمريد هنگامى كه كيفر اعمال شما در اين روزها دامانتان را مىگيرد » ؟ ! راوى مىگويد : « عرض كردم من براى هميشه از خدا استغفار مىكنم و اين توبه من است اى پسر رسول خدا » .
امام ع فرمود :
ما ينفعكم و لكن اللَّه يعاقبكم بذمها على ما لا ذم عليها فيه ، اما علمت ان اللَّه هو المثيب و المعاقب ، و المجازى بالاعمال ، عاجلا و آجلا ، ؟ قلت : بلى يا مولاى ، قال لا تعد و لا تجعل للايام صنعا فى حكم اللَّه !
« اين براى تو فايده اى ندارد ، خداوند شما را مجازات مىكند به مذمت كردن چيزى كه نكوهش ندارد ، آيا تو نمىدانى كه خداوند ثواب و عقاب مىدهد ، و جزاى اعمال را در اين سرا و سراى ديگر خواهد داد ، سپس افزود :
ديگر اين عمل را تكرار مكن و براى روزها در برابر حكم خداوند كار و تاثيرى
هامش
( 1 ) همان مدرك صفحه 28 .