3 - شق القمر از نظر تاريخى
ايراد ديگرى كه بعضى از ناآگاهان به مساله « شق القمر » دارند اين است كه اگر اين امر حقيقتى داشت با آن همه اهميتى كه دارد بايد در تواريخ جهان ثبت گردد ، در حالى كه چنين نيست .
ولى براى اينكه روشن شود اين ايراد تا چه حد قابل اهميت است ، بايد تجزيه و تحليلى روى جهات مختلف اين مساله صورت گيرد :
الف - بايد توجه داشت كه ماه همواره در نيمى از كره زمين قابل رؤيت است ، نه در تمام آن ، بنا بر اين نيمى از مردم روى زمين از اين حساب خارجند .
ب - در نيمى از همين نيم كره نيز اكثريت قريب به اتفاق آنها در خوابند ، زيرا بعد از نيمه شب است ، به اين ترتيب تنها يك چهارم مردم جهان مىتوانند از چنين حادثه اى با خبر شوند .
ج - در بخش قابل رؤيت نيز هيچ مانعى ندارد كه قسمتهاى قابل توجهى از آسمان ابرى ، و چهره ماه با ابر پوشيده شده باشد .
د - حوادث آسمانى در صورتى جلب توجه افراد مىكند كه يا مانند صاعقهها توأم با سر و صداى شديد باشد ، يا مانند خسوف و كسوف كلى نور به طور كامل قطع شود ، آن هم براى يك مدت نسبتا طولانى .
به همين دليل در خسوفهاى جزئى و ماه گرفتگيهاى مختصر اگر قبلا از طرف منجمين اعلام نشود كمتر كسى با خبر مىگردد ، و حتى گاه بسيارى از مردم از خسوف كلى نيز بى خبر مىمانند .
تنها دانشمندانى كه اجرام آسمانى و ماه را رصد مىكنند و يا كسانى كه تصادفا چشم آنها به آسمان بيفتد ممكن است از چنين جريانى با خبر شوند ، و عده اى ديگر را نيز با خبر سازند .