در مردادماه و آبانماه كه دو نقطه تقاطع دو مدار است شهابها بيشتر ديده مىشوند .
دانشمندان مىگويند : اينها بقاياى ستاره دنباله دارى است كه بر اثر حوادث نامعلومى منفجر و از هم شكافته شده است .
اين هم نمونه ديگرى از انشقاق در كرات آسمانى .
به هر حال مساله انفجار و انشقاق در كرات آسمانى امرى بى سابقه نيست ، و هرگز از نظر علم محال نمىباشد تا گفته شود اعجاز به محال تعلق نمىگيرد .
اينها همه در مورد انشقاق است ولى بازگشت آن به حال معمولى بر اثر نيروى جاذبه اى كه ميان دو قطعه وجود دارد كاملا امكانپذير است .
گرچه در هيئت قديم كه بر محور عقيده « بطلميوس » و افلاك نه گانه پوست پيازىاش ، دور مىزد ، چنان اين افلاك بلورين به هم پيوسته بودند كه خرق و التيام آنها از نظر جمعى محال بود ، و لذا پيروان اين عقيده هم معراج جسمانى را منكر بودند ، و هم شق القمر را ، چرا كه موجب شكافته شدن و سپس التيام در افلاك بود ، ولى امروز كه فرضيه هيئت بطلميوسى به دست افسانهها و اسطورههاى خيالى سپرده شده ، و اثرى از آن افلاك نه گانه باقى نمانده ، زمينه اى براى اين سخنان باقى نيست .
شايد اين نكته نياز به يادآورى ندارد كه شق القمر تحت يك عامل طبيعى معمولى صورت نگرفت ، بلكه جنبه اعجاز داشت ، ولى چون اعجاز به محالات تعلق نمىگيرد منظور در اينجا بيان امكان اين مطلب بود ( دقت كنيد ) .
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 16
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص١٦