شما را از سرزمين خود دور كنند ، و به شما پيشنهاد صلح دهند ، و با آن همه ناراحتى كه قبلا ديدهاند تمايل به ترك تعرض نشان دادند » ( 1 ) .
سپس پيامبر ناراحتيهايى كه در بدر و احزاب تحمل كردند به آنها يادآور شد مسلمانان تصديق كردند كه اين اعظم فتوح بوده است و آنها از روى ناآگاهى قضاوت كردند ( 2 ) .
« زهرى » كه از رجال معروف تابعين است مىگويد : « فتحى عظيمتر از صلح حديبيه صورت نگرفت ، چرا كه مشركين با مسلمانان ارتباط يافتند و اسلام در قلوب آنها جايگزين شد و در عرض سه سال گروه عظيمى اسلام آوردند ، و جمعيت مسلمانان با آنها فزونى گرفت » ( 3 ) .
در اين احاديث به گوشه هايى از امتيازاتى كه به بركت صلح حديبيه نصيب مسلمانان گرديد اشاره شده است .
تنها در حديثى از امام على ابن موسى الرضا ع آمده است كه :
« * ( إِنَّا فَتَحْنا ) * » بعد از « فتح مكه » نازل گشت ( 4 ) .
ولى از آنجا كه صلح حديبيه مقدمه اى براى فتح مكه در دو سال بعد شد توجيه اين حديث مشكل نخواهد بود .
يا به تعبير ديگر صلح حديبيه در كوتاه مدت سبب فتح خيبر ( در سال هفتم هجرت ) و فراتر از آن سبب فتح مكه ، و نيز پيروزى اسلام در تمام صحنه جهان از نظر نفوذ در قلوب مردم بود .
و به اين ترتيب مىتوان ميان تفسيرهاى چهارگانه را جمع كرد با اين قيد كه محور اصلى را صلح حديبيه تشكيل مىدهد .
هامش
( 1 ) « جوامع الجامع » ( مطابق نور الثقلين جلد 5 صفحه 48 - حديث 9 ) .
( 2 ) « تفسير در المنثور » جلد 6 صفحه 68 .
( 3 ) همان مدرك صفحه 109 .
( 4 ) « نور الثقلين » جلد 5 صفحه 48 .