ذكر خصوص زمين در اين ميان به خاطر آن است كه هدف اصلى بيان حال مردم روى زمين در آن روز است .
البته اين تفسيرها تضادى با هم ندارد و قابل جمع است ، هر چند تفسير اول و سوم مناسبتر به نظر مىرسد .
بدون شك اين آيه مربوط به قيامت است و اگر مىبينيم در بعضى از روايات اهل بيت ع به قيام حضرت مهدى ع تفسير شده در حقيقت نوعى تطبيق و تشبيه است ، و تاكيدى بر اين معنى است كه به هنگام قيام مهدى ع دنيا نمونه اى از صحنه قيامت خواهد شد ، و عدل و داد به وسيله آن امام به حق ، و جانشين پيامبر ص و نماينده پروردگار ، در روى زمين تا آنجا كه طبيعت دنيا مىپذيرد حكمفرما خواهد شد .
« مفضل بن عمر » از « امام صادق » ع نقل مىكند :
اذا قام قائمنا اشرقت الارض بنور ربها و استغنى العباد عن ضوء الشمس و ذهبت الظلمة ! :
« هنگامى كه قائم ما قيام كند زمين به نور پروردگارش روشن مىشود ، و بندگان از نور آفتاب مستغنى مىشوند و ظلمت بر طرف مىگردد » ( 1 ) .
در جمله دوم از اين آيه سخن از نامه اعمال است مىگويد : « در آن روز نامههاى اعمال را پيش مىنهند ، و به آن رسيدگى مىكنند » ( * ( وَوُضِعَ الْكِتابُ ) * ) نامه هايى كه تمامى اعمال انسان از كوچك و بزرگ در آن جمع است و به گفته قرآن در آيه 49 سوره كهف : لا يُغادِرُ صَغِيرَةً وَلا كَبِيرَةً إِلَّا أَحْصاها هيچ معصيت كوچك و بزرگى نيست مگر اينكه در آن احصا شده است .
و در جمله بعد كه سخن از گواهان است مىافزايد : « پيامبران و گواهان
هامش
( 1 ) « ارشاد مفيد » مطابق « تفسير صافى » و « نور الثقلين » ذيل آيات مورد بحث ، همين معنى را مرحوم علامه مجلسى در « بحار الانوار » جلد 52 صفحه 330 با تفاوت مختصرى آورده است .