چرا كه يك آرزوى غير منطقى است .
تعبير « * ( عِنْدَ رَبِّهِمْ ) * » ( نزد پروردگارشان ) بيان نهايت لطف الهى در باره آنها است گويى هميشه ميهمان او هستند و هر چه بخواهند نزد او دارند .
تعبير « * ( ذلِكَ جَزاءُ الْمُحْسِنِينَ ) * » ( اين است پاداش نيكوكاران ) و به اصطلاح استفاده از اسم ظاهر بجاى ضمير اشاره به اين است كه علت اصلى اين پاداشها همان احسان و نيكوكارى آنها است .
دومين و سومين پاداش به آنان را به اين صورت بيان مىكند : « آنها مىخواهند خداوند بدترين اعمالى را كه انجام دادهاند بيامرزد ، و جبران كند ، آنها را به بهترين اعمالى كه انجام مىدادند پاداش دهد » ( * ( لِيُكَفِّرَ اللَّه عَنْهُمْ أَسْوَأَ الَّذِي عَمِلُوا وَيَجْزِيَهُمْ أَجْرَهُمْ بِأَحْسَنِ الَّذِي كانُوا يَعْمَلُونَ ) * ) ( 1 ) .
چه تعبير جالبى ؟ از يك سو اين تقاضا را دارند كه بدترين اعمالشان در سايه لطف الهى پوشانده شود ، و با آب توبه اين لكهها از دامانشان پاك گردد ، و از سوى ديگر تقاضايشان اين است كه خداوند بهترين اعمالشان را معيار پاداش قرار دهد و همه اعمال آنها را به حساب آن بپذيرد ! و خداوند نيز با تعبيرى كه در اين آيات بيان فرموده درخواست آنان را پذيرفته است ، بدترين را مىبخشد ، و بهترين را معيار پاداش قرار مىدهد .
بديهى است هنگامى كه لغزشهاى بزرگتر مشمول عفو الهى گردد بقيه بطريق
هامش
( 1 ) در اينكه « * ( لِيُكَفِّرَ اللَّه عَنْهُمْ ) * » متعلق به چيست ؟ احتمالات فراوانى دادهاند اما آنچه از نظر معنى مناسبتر به نظر مىرسد اين است كه متعلق به فعل « احسنوا » بوده باشد كه از كلمه « المحسنين » فهميده مىشود ، و در تقدير چنين است : « ذلك جزاء المحسنين احسنوا ليكفر اللَّه عنهم . . . » آرى آنها به سراغ نيكىها رفتند تا خداوند لغزشهاى آنها را ببخشد و بهترين پاداشها را به آنها بدهد .