و تبيينكنندگان مكتب آنها .
جالب اين كه بجاى « وحى » تعبير به « صدق » مىكند ، اشاره به اينكه تنها سخنى كه هيچگونه احتمال دروغ و خلاف در آن نيست سخنى است كه از طريق وحى از ناحيه پروردگار نازل مىگردد ، و تقوا و پرهيزگارى تنها در سايه تعليمات مكتب انبياء و تصديق آن در درون جانها شكوفا مىشود .
در آيه بعد سه پاداش بزرگ براى اين گروه بيان مىدارد :
نخست مىفرمايد : « آنچه بخواهند نزد پروردگارشان براى آنها موجود است و اين است جزاى نيكوكاران » ( * ( لَهُمْ ما يَشاؤُنَ عِنْدَ رَبِّهِمْ ذلِكَ جَزاءُ الْمُحْسِنِينَ ) * ) .
گستردگى مفهوم اين آيه به قدرى است كه تمام مواهب معنوى و نعمتهاى مادى را شامل مىشود ، آنچه در تصور و وهم ما بگنجد يا نگنجد ؟ .
بعضى در اينجا سؤالى مطرح كردهاند كه آيا اگر آنها تقاضاى مقامات انبياء و اولياء برتر از خود را بكنند نيز به آنها داده شود ؟ .
غافل از اين كه بهشتيان چون چشم حقيقتبين دارند هرگز به فكر چيزى كه بر خلاف حق و عدالت و بر خلاف اصل توازن « شايستگيها » و « پاداشها » است نمىافتند .
به تعبير ديگر امكان ندارد افرادى كه در درجات متفاوت در ايمان و عمل هستند جزاى مشابهى داشته باشند ، بهشتيان چگونه آرزوى محال مىكنند ؟ ، و در عين حال آنها از نظر روحى چنان هستند كه به آنچه دارند راضيند و هيچگونه حسد و رشك بر وجود آنان حاكم نيست .
مىدانيم پاداشهاى آخرت و حتى تفضلهاى الهى بر اساس شايستگىهايى است كه انسان در اين دنيا كسب مىكند ، كسى كه مىداند ايمان و عملش در اين دنيا در سرحد ايمان و عمل ديگران نبوده هرگز آرزوى مقام آنها را نخواهد كرد ،
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 453
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٤٥٣