* ( مِنْ رَبِّه ) * ) ( 1 ) .
سپس مىافزايد « واى بر آنها كه قلبهاى سخت و نفوذناپذيرى دارند و ذكر خدا در آن اثر نمىگذارد » ( * ( فَوَيْلٌ لِلْقاسِيَةِ قُلُوبُهُمْ مِنْ ذِكْرِ اللَّه ) * ) .
نه مواعظ سودمند در آن مؤثر است ، نه انذار و بشارت ، نه آيات تكاندهنده قرآن آن را به حركت در مىآورد ، نه باران حياتبخش وحى گلهاى تقوى و فضيلت را در آن مىروياند ، خلاصه « نه طراوتى نه برگى نه گلى نه سايه دارند » ! .
آرى « آنها در ضلال مبين و گمراهى آشكارند » ( * ( أُولئِكَ فِي ضَلالٍ مُبِينٍ ) * ) .
« قاسيه » از ماده « قسوة » به معنى خشونت و سختى و نفوذناپذيرى است ، لذا سنگهاى خشن را « قاسى » مىگويند ، و از همين رو به دلهايى كه در برابر نور حق و هدايت انعطافى از خود نشان نمىدهد ، و نرم و تسليم نمىگردد ، و نور هدايت در آن نفوذ نمىكند « قلبهاى قاسيه » يا قساوتمند گفته مىشود ، و در فارسى از آن به سنگدلى تعبير مىكنيم .
به هر حال اين تعبير در مقابل « شرح صدر » و گشادگى سينه و فراخى روح قرار گرفته ، چرا كه گستردگى كنايه از آمادگى براى پذيرش است ، يك بيابان و خانه گسترده و وسيع آماده پذيرش انسانهاى بيشترى است ، و يك سينه فراخ و روح گشاده آماده پذيرش حقايق فزونترى مىباشد .
در روايتى مىخوانيم كه « ابن مسعود » مىگويد از پيامبر اسلام ص از تفسير اين آيه سؤال كرديم * ( أَ فَمَنْ شَرَحَ اللَّه صَدْرَه لِلإِسْلامِ فَهُوَ عَلى نُورٍ مِنْ رَبِّه ) * :
چگونه انسان شرح صدر پيدا مىكند ؟
فرمود : « اذا دخل النور فى القلب انشرح و انفتح » : « هنگامى كه نور
هامش
( 1 ) اين آيه محذوفى دارد كه به قرينه جمله بعد روشن مىشود و در تقدير چنين است :
« ا فمن شرح اللَّه صدره للاسلام فهو على نور من ربه كمن هو قاسى القلب لا يهتدى بنور » .