بعضى معتقدند كه او از پيامبران بنى اسرائيل است ، وى را فرزند ايوب مىدانند كه اسم اصليش « بشر » يا « بشير » يا « شرف » بوده است و بعضى او را همان « حزقيل » مىدانند كه ذا الكفل به عنوان لقب او انتخاب شده است ( 1 ) .
در اينكه چرا او « ذا الكفل » ناميده شده ، با توجه به اينكه « كفل » هم به معنى نصيب آمده و هم به معنى كفالت و عهده دارى ، احتمالات مختلفى دادهاند :
گاه گفتهاند : چون خداوند نصيب وافرى از ثواب و رحمتش به او مرحمت فرمود « ذا الكفل » يعنى « صاحب بهره وافى » ناميده شد .
و گاه گفتهاند چون تعهد كرده بود كه شبها را به عبادت برخيزد ، و روزها را روزه دارد ، و هنگام قضاوت هرگز خشم نگيرد ، و بر سر اين عهد و پيمان باقيماند اين لقب به او داده شد .
و گاه گفتهاند چون گروهى از انبياء بنى اسرائيل را كفالت كرد و جان آنها را در برابر پادشاه جبار زمان حفظ نمود او را به اين اسم ناميدند .
به هر حال همين مقدار از زندگى او كه امروز در دست ماست دليلى بر استقامت او در طريق اطاعت و بندگى خدا و مقاومت در برابر جباران است و سرمشقى است براى امروز و فرداى ما ، هر چند در باره جزئيات زندگى آنها بر اثر بعد زمان نمىتوان قضاوت دقيقى كرد .
هامش
( 1 ) « اعلام القرآن » ، « تفسير قرطبى » ، « تفسير روح البيان » و « تفسير الميزان » هر يك به بخشى از مطالب فوق اشاره كردهاند .