اين آيات در منابع اسلامى آمده اين نسبت شديدا از سليمان نفى شده است .
و اما جملههاى قبل كه از فراموشى و غفلت از نماز عصر سخن مىگويد آن نيز اين سؤال را به وجود مىآورد كه مگر ممكن است پيامبر معصومى وظيفه واجب خود را به دست فراموشى بسپارد ؟ هر چند سان ديدن اسبها نيز وظيفه ديگرى از او بوده است ، مگر اينكه به گفته بعضى نماز ، نماز نافله و مستحبّ بوده باشد كه فراموشى آن مشكلى ايجاد نكند ، ولى براى نماز نافله « رد شمس » ضرورتى ندارد .
از اينها كه بگذريم اشكالات ديگرى در اين تفسير است .
1 - كلمه « شمس » ( خورشيد ) صريحا در آيات نيامده ، در حالى كه اسبها ( * ( الصَّافِناتُ الْجِيادُ ) * ) صريحا ذكر شده است ، و مناسبتر اين است كه ضميرها به چيزى بازگردد كه صريحا در آيات آمده .
2 - تعبير به « * ( عَنْ ذِكْرِ رَبِّي ) * » ظاهرش اين است كه محبت اين اسبها ناشى از ياد و فرمان خدا بوده در حالى كه بر طبق تفسير اخير بايد كلمه « عن » به معنى « على » باشد يعنى من محبت اسبها را بر محبت پروردگارم ترجيح دادم و اين معنى خلاف ظاهر است ( دقت كنيد ) .
3 - از همه اينها عجيبتر جمله « * ( رُدُّوها عَلَيَّ ) * » ( آن را بر من بازگردانيد ) با آن لحن آمرانه است ، آيا ممكن است « سليمان » با چنين لحنى كه با خدمت - گذارانش صحبت مىكند از خدا يا فرشتگان او بخواهد كه خورشيد را بازگردانند 4 - مسئله « رد شمس » گر چه در برابر قدرت خدا محال نيست ، اما مشكلات روشنى دارد كه جز در موارد قيام دليل روشن نمىتوان آن را پذيرفت .
5 - آيات فوق با مدح و تمجيد سليمان شروع مىشود در حالى كه اين آيات طبق تفسير اخير به مذمت او مىانجامد .
6 - اگر نماز واجب ترك شده توجيه آن مشكل است و اگر نماز نافله بوده
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 276
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٢٧٦