( * ( فَقالَ إِنِّي أَحْبَبْتُ حُبَّ الْخَيْرِ عَنْ ذِكْرِ رَبِّي ) * ) .
در ميان عرب معمول است كه از « خيل » ( اسب ) به « خير » تعبير مىكنند ، و در حديثى آمده است كه پيامبر گرامى اسلام ص فرمود :
الخير معقود بنواصى الخيل الى يوم القيامة :
« خير و خوبى به پيشانى اسب تا روز قيامت بسته شده است » ( 1 ) .
سليمان كه از مشاهده اين اسبهاى چابك و آماده براى جهاد و پيكار با دشمن خرسند شده بود هم چنان آنها را نگاه مىكرد و چشم به آنها دوخته بود « تا از ديدگانش پنهان شدند » ( * ( حَتَّى تَوارَتْ بِالْحِجابِ ) * ) .
صحنه آن قدر جالب و زيبا و براى يك فرمانده بزرگ همچون سليمان نشاط آور بود كه او دستور داد « بار ديگر اين اسبها را براى من بازگردانيد » ( * ( رُدُّوها عَلَيَّ ) * ) .
به هنگامى كه مامورانش اين فرمان را اطاعت كردند و اسبها را بازگرداندند سليمان شخصا آنها را مورد نوازش قرار داد « و دست به ساقها و گردنهاى آنها كشيد » ( * ( فَطَفِقَ مَسْحاً بِالسُّوقِ وَالأَعْناقِ ) * ) .
و به اين وسيله هم مربيان آنها را تشويق كرد ، و هم از آنها قدردانى نمود ، زيرا معمول است هنگامى كه مىخواهند از مركبى قدردانى كنند دست بر سر و صورت و يال و گردن ، يا بر پايش مىكشند ، و چنين ابراز علاقه اى در برابر وسيله مؤثرى كه انسان را در هدفهاى والايش كمك مىكنند از پيغمبر بزرگى همچون سليمان تعجبآور نيست .
هامش
( 1 ) « مجمع البيان » ذيل آيه مورد بحث ، بعضى « خير » را در آيه فوق به معنى مال يا مال كثير تفسير كردهاند كه ممكن است منطبق بر تفسير سابق گردد ، چرا كه مصداق مال در اينجا همان اسبها است .