و پيروزى جنود الهى بر لشكر كفر سخن مىگفت ، و حمد و ستايش خدا در پايان كار اشاره اى به همه اينها است .
بعضى از مفسران تحليل ديگرى در مورد آيات سه گانه آخر اين سوره دارند ، و آن اين است :
مهمترين مسائلى كه انسان را به خود مشغول مىدارد معرفت سه چيز است :
نخست معرفت خداوند عالم به مقدار توانايى بشر ، و آخرين كارى كه انسان در اين زمينه مىتواند انجام دهد سه امر است :
منزه دانستن او از آنچه شايسته مقام او نيست كه با لفظ « سبحان » بيان شده .
و توصيف او به تمام صفات كمال كه با كلمه « رب » كه دليل بر حكمت و رحمت خداوند و مالكيت و تربيت موجودات است اشاره شده .
و منزه بودن از هر گونه شريك و نظير كه در جمله « * ( عَمَّا يَصِفُونَ ) * » آمده است .
دومين مساله مهم در زندگانى انسانها مساله تكميل نقائص است كه آن نيز بدون وجود رهبران الهى و ارشاد كنندگان آسمانى ممكن نيست ، و جمله * ( سَلامٌ عَلَى الْمُرْسَلِينَ ) * اشاره اى به آن است .
سومين مساله مهم در زندگى انسان اين است كه بداند سرنوشت او بعد از مردن چگونه خواهد بود ؟ در اينجا توجه به نعمتهاى « رب العالمين » و مقام غنا و رحمت و لطف او ، به انسان آرامش مىدهد - * ( وَالْحَمْدُ لِلَّه رَبِّ الْعالَمِينَ ) * ( 1 ) .
هامش
( 1 ) تفسير كبير فخر رازى جلد 26 صفحه 173 .