آرامشى كه گاه با هيچ بيان و قلمى قابل توصيف نيست .
و به عكس ، در برابر گناهان ، مخصوصا جنايات بزرگ ، احساس ناراحتى مىكند ، تا آنجا كه بسيار ديده شده دست به خودكشى مىزند و يا خود را تسليم مجازات و چوبه دار مىكند ، و دليل آن را رهايى شكنجه و جدان مىداند .
با اينحال انسان از خود مىپرسد چگونه ممكن است عالم كوچكى همچون وجود من داراى چنين دادگاه و محكمه اى باشد ، اما عالم بزرگ از چنين و جدان و دادگاهى تهى باشد ؟
و به اين ترتيب فطرى بودن مساله معاد و زندگى پس از مرگ از طرق مختلف بر ما روشن مىشود .
از راه عشق عمومى انسانها به بقاء .
از طريق وجود اين ايمان در طول تاريخ بشر .
و از راه وجود نمونه كوچك آن در درون جان انسان .
2 - باز تاب معاد در زندگى انسانها
اعتقاد به عالم پس از مرگ و بقاى آثار اعمال آدمى ، و جاودانگى كارهاى او اعم از خير و شر ، اثر بسيار نيرومندى بر فكر و اعصاب و عضلات انسانها مىگذارد و به عنوان يك عامل مؤثرى در تشويق به نيكىها و مبارزه با زشتىها مىتواند مؤثر شود .
اثراتى كه ايمان به زندگى پس از مرگ مىتواند در اصلاح افراد فاسد و منحرف و تشويق افراد فداكار و مجاهد و ايثارگر بگذارد به مراتب بيش از اثرات دادگاهها و كيفرهاى معمولى است چرا كه مشخصات دادگاه رستاخيز با دادگاههاى معمولى بسيار متفاوت است ، در آن دادگاه نه تجديد نظر وجود دارد ، و نه زر و زور روى فكر ناظرانش اثر مىگذارد ، نه ارائه مدارك دروغين در آن فايده اى دارد ،