در امواج ظلمات فرو مىبرد كه :
همدمى مرده دهد مردگى
صحبت افسرده دل افسردگى !
و به اين ترتيب آنچه را كه قرآن در اين آيات بيان كرده به طور محسوس و ملموس قابل درك است .
2 - آيا مردگان حقيقتى را درك نمىكنند ؟
با توجه به آنچه در آيات فوق آمده دو سؤال مطرح مىشود :
نخست اينكه : چگونه قرآن مىگويد : تو نمىتوانى صداى خود را به گوش مردگان برسانى ؟ با اينكه در حديث معروفى آمده است كه پيامبر ص در روز جنگ بدر دستور داد اجساد كفار را بعد از پايان جنگ در چاهى بيفكنند ، سپس آنها را صدا زد و فرمود :
هل وجدتم ما وعد اللَّه و رسوله حقا ؟ فانى وجدت ما وعدنى اللَّه حقا ! :
آيا شما آنچه را كه خدا و رسولش وعده داده بود به حق يافتيد ؟ من كه آنچه را خداوند به من وعده داده بود به حق يافتم » .
در اينجا عمر اعتراض كرد و گفت اى رسول خدا ! چگونه با اجسادى سخن مىگويى كه روح در آن نيست ؟ ! پيامبر ص فرمود :
ما انتم باسمع لما اقول منهم ، غير انهم لا يستطيعون ان يردوا شيئا ! :
« شما سخنان مرا از آنها بهتر نمىشنويد ، چيزى كه هست آنها توانايى پاسخگويى را ندارند » ( 1 ) .
و يا اينكه يكى از آداب ميت اينست كه عقائد حق به او تلقين داده شود ، اين با آيات مورد بحث چگونه سازگار است ؟
پاسخ اين سؤال با توجه به يك نكته روشن مىشود و آن اينكه آيات مورد
هامش
( 1 ) تفسير « روح البيان » ذيل آيات مورد بحث ، در صحيح بخارى نيز همين حديث با اندك تفاوتى آمده است ( صحيح بخارى جلد 5 صفحه 97 باب قتل ابى جهل ) .