مگر اينكه در كتاب علم خداوند ثبت است « و از قوانين و برنامه هايى تبعيت مىكند كه حاكم بر آنها علم و قدرت اوست ( * ( وَما يُعَمَّرُ مِنْ مُعَمَّرٍ وَلا يُنْقَصُ مِنْ عُمُرِه إِلَّا فِي كِتابٍ ) * ) ( 1 ) .
چه عواملى در ادامه حيات انسان مؤثر است ؟ چه عواملى با ادامه حيات او مىجنگد ؟ و خلاصه چه عواملى بايد دست به دست هم بدهد تا انسان بتواند يكصد سال يا كمتر و بيشتر به حيات خود ادامه دهد ؟ و سرانجام چه عواملى موجب تفاوت عمر انسانها مىگردد ؟
همه اينها نيز محاسبات دقيق و پيچيده اى دارد كه جز خداوند از آن آگاه نيست ، و آنچه ما امروز در اين زمينهها مىدانيم در برابر آنچه نمىدانيم بسيار كم و بىارزش است .
« معمر » از ماده « عمر » در اصل از « عمارت » به معنى آبادى گرفته شده است ، و اينكه به مدت حيات انسان « عمر » گفته مىشود به خاطر آنست كه آبادى و عمارت بدن او در اين مدت است .
واژه « معمر » به معنى كسى است كه عمر طولانى دارد .
و سرانجام آيه را با اين جمله پايان مىدهد : « همه اينها بر خداوند آسان است » ( * ( إِنَّ ذلِكَ عَلَى اللَّه يَسِيرٌ ) * ) .
آفرينش اين موجود عجيب از « خاك » و آغاز خلقت يك انسان كامل از « آب نطفه » و همچنين مسائل مربوط به جنسيت ، و زوجيت ، و باردارى ، و وضع حمل ، و افزايش و كاستى عمر ، چه از نظر قدرت ، و چه از نظر علم و محاسبه همه براى او سهل و ساده است ، و اينها گوشه اى از آيات انفسى هستند كه از يك سو ما را به مبدء عالم هستى مربوط و آشنا مىكنند و از سوى ديگر دلائل زنده اى بر مساله امكان
هامش
( 1 ) منظور از « كتاب » همان علم بىپايان خداوند است ، و اينكه بعضى آن را به « لوح محفوظ » و يا « نامه حيات انسان » تفسير كردهاند آن هم به علم خداوند باز مىگردد .