به دنبال اين بحث توحيدى به اشتباه بزرگ مشتركان كه عزت خويش را از بتها مىخواستند ، و ايمان آوردن به پيامبر ص را مايه پراكندگى مردم از دور خود مىديدند و مىگفتند : « إِنْ نَتَّبِعِ الْهُدى مَعَكَ نُتَخَطَّفْ مِنْ أَرْضِنا » « اگر هدايت را با تو پذيرا شويم دشمنان نيرومند ما را از اين سرزمين مىربايند » ( قصص - 57 ) .
اشاره كرده مىفرمايد : « كسانى كه عزت مىخواهند از خدا بطلبند چرا كه تمام عزت از آن خداست » ( * ( مَنْ كانَ يُرِيدُ الْعِزَّةَ فَلِلَّه الْعِزَّةُ جَمِيعاً ) * ) .
« عزت » به گفته « راغب » در « مفردات » در اصل آن حالتى است كه انسان را مقاوم و شكست ناپذير مىسازد ، به زمينهاى صلب و محكم نيز به همين جهت عزاز ( بر وزن اساس ) مىگويند .
از آنجا كه تنها ذات پاك اوست كه شكست ناپذير است ، و گر نه همه مخلوقات به حكم محدوديتشان قابل شكستند ، لذا تمام عزت از آن اوست ، و هر كس عزتى كسب مىكند از بركت درياى بىانتهاى اوست .
در حديثى از انس نقل شده كه پيامبر ص فرمود :
ان ربكم يقول كل يوم انا العزيز ، فمن اراد عز الدارين فليطع العزيز ! :
« پروردگار شما همه روز مىگويد : منم عزيز و هر كس عزت دو جهان خواهد بايد اطاعت عزيز كند » ! .
در حقيقت انسان آگاه بايد آب را از سرچشمه بگيرد ، كه آب زلال و فراوان آنجاست ، نه از ظروف كوچك و مختصرى كه هم محدود است و هم آلوده ، و در دست اين و آن مىباشد .
در حالات امام حسن بن على ع مىخوانيم كه در ساعات آخر عمرش هنگامى كه يكى از ياران به نام « جنادة بن ابى سفيان » از او اندرز خواست نصايح ارزنده و مؤثرى براى او بيان فرمود كه از جمله اين بود :
و اذا اردت عزا بلا عشيرة و هيبة
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 193
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص١٩٣