آيا چنين كسى اميد نجات براى او هست ( 1 ) .
سپس قرآن به بيان علت تفاوت اين دو گروه پرداخته مىافزايد « خداوند هر كس را بخواهد گمراه مىكند و هر كس را بخواهد هدايت مىنمايد » .
( * ( فَإِنَّ اللَّه يُضِلُّ مَنْ يَشاءُ وَيَهْدِي مَنْ يَشاءُ ) * ) .
اگر گروه اول اعمال زشتشان در نظرشان تزيينى شده اين نتيجه اضلال الهى است ، اوست كه اين خاصيت را در تكرار اعمال زشت قرار داده كه نفس انسان به آن خو مىگيرد و عادت مىكند و همرنگ و هماهنگ آن مىشود .
و اوست كه به مؤمنان پاكدل چشمانى نافذ و بينا ، و گوشهايى شنوا براى درك حقايق آن چنان كه هست مىبخشد .
روشن است اين مشيت الهى توأم با حكمت اوست و به هر كس آنچه لايق هست آن مىدهد .
لذا در پايان آيه مىفرمايد « مبادا بر اثر شدت تاسف و حسرت بر وضع آنها جان خود را از دست دهى » ( * ( فَلا تَذْهَبْ نَفْسُكَ عَلَيْهِمْ حَسَراتٍ ) * ) .
اين تعبير همانند تعبيرى است كه در آيه 3 سوره شعراء آمده است ، لَعَلَّكَ باخِعٌ نَفْسَكَ أَلَّا يَكُونُوا مُؤْمِنِينَ « گويى مىخواهى جان خود را از دست دهى كه ايمان نمىآورند » ( 2 ) .
تعبير به « حسرات » كه به اصطلاح « مفعول لاجله » براى جمله قبل
هامش
( 1 ) از اينجا روشن شد كه آيه جمله اى در تقدير دارد كه ممكن است چنين باشد « كمن ليس كذلك . . . كمن يحاسب نفسه و يرى القبيح قبيحا . . . هل يرجى له صلاح و متاب .
( 2 ) براى آيه فوق تفسير ديگرى نيز ذكر كردهاند و آن اينكه منظور اين است كه پيامبر از شدت آزارها و مخالفتهاى آنان ناراحت نشود چرا كه خداوند اعمال آنها را به خوبى مىداند و به موقع از آنها انتقام مىگيرد .