تشويق به گناه نمىكند ، همانگونه كه غضبش نمىتواند سبب ياس گردد .
« غرور » ( بر وزن جسور ) صيغه مبالغه و به معنى موجودى است فوق العاده فريبكار ، و منظور از آن در اينجا ممكن است هر عامل فريبكارى باشد ، همانگونه كه ممكن است منظور خصوص شيطان باشد .
البته معنى دوم با آيه بعد مناسبتر است به خصوص اينكه كرارا در آيات قرآن « فريب و غرور » به شيطان نسبت داده شده است .
بعضى از مفسران در اينجا تحليلى دارند كه خلاصه اش چنين است :
افرادى كه در برابر عوامل فريب قرار مىگيرند سه گروهند : گروهى به قدرى ناتوان و ضعيفند كه به مختصر چيزى فريب مىخورند .
گروهى كه از اينها نيرومندترند تنها به وسيله زرق و برق دنيا فريفته نمىشوند بلكه اگر وسوسه گرى نيرومند آنها را تحريك كند و مفاسد اعمالشان را در نظرشان سبك سازد فريب مىخورند ، و لذات زود گذر از يك سو ، و وسوسهها از سوى ديگر ، آنها را تشويق به انجام اعمال زشت مىكند .
گروه سومى كه از اينها هم نيرومندتر و پرمايه ترند نه خود مغرور مىشوند و نه كسى مىتواند آنها را بفريبد .
جمله * ( فَلا تَغُرَّنَّكُمُ الْحَياةُ الدُّنْيا ) * اشاره به گروه اول است ، و جمله * ( وَلا يَغُرَّنَّكُمْ بِاللَّه الْغَرُورُ ) * اشاره به گروه دوم ، و اما گروه سوم در حقيقت داخل در عنوان إِنَّ عِبادِي لَيْسَ لَكَ عَلَيْهِمْ سُلْطانٌ مىباشند ( 1 ) .
آيه بعد هشدارى است به همه مؤمنان در ارتباط با مساله وسوسههاى شيطان كه در آيه قبل مطرح شده بود ، مىگويد : « شيطان به طور مسلم دشمن شماست ، شما نيز او را دشمن خود بدانيد » ( * ( إِنَّ الشَّيْطانَ لَكُمْ عَدُوٌّ فَاتَّخِذُوه عَدُوًّا ) * ) .
هامش
( 1 ) تفسير فخر رازى جلد 26 صفحه 5 .