چنان كه گفتيم آخرين آيه مورد بحث ، با توجه به جمله * ( كَما فُعِلَ بِأَشْياعِهِمْ مِنْ قَبْلُ ) * با اين معنى سازگار نيست ، بلكه منظور لحظه مرگ و مشاهده عذاب نابود كننده الهى است .
و چه زيبا مىگويد امير مؤمنان على ع كه لحظات جان دادن و جدايى از نعمتهاى دنيا را در كلمات نورانيش به روشنترين وجه ترسيم مىكند :
اجتمعت عليهم سكرة الموت ، و حسرة الفوت ، ففترت لها اطرافهم ، و تغيرت لهام الوانهم ! ثم آزاد الموت فيهم ولوجا ، فحيل بين احدهم و بين منطقه ، و انه لبين اهله ، ينظر ببصره و يسمع باذنه . . .
يفكر فيم افنا عمره ؟ و فيم اذهب دهره ؟ و يتذكر اموالا جمعها اغمض فى مطالبها ، و اخذها من مصرحاتها و مشتبهاتها ! . . .
فهو يعض يده ندامة على ما اصحر له عند الموت من امره ، و يزهد فيما كان يرغب فيه ايام عمره ، و يتمنى ان الذى كان يغبطه بها و يحسده عليها قد حازها دونه !
« سكرات مرگ ، و حسرت از دست دادن نعمتهاى دنيا ، به آنها هجوم مىآورد ، اعضاى بدنشان به سستى مىگرايد و رنگ ، از چهره آنها مىپرد ! سپس پنجه مرگ در آنها نفوذ بيشتر مىكند ، آن چنان كه زبانش از كار مىافتد در حالى كه در ميان خانواده خود قرار دارد ، با چشم مىبيند و با گوش مىشنود ( اما ياراى سخن گفتن در او نيست ! ) .
در اين مىانديشد كه عمر خويش را در چه راهى تباه كرد ؟ دوران زندگى خود را در چه راهى گذراند ؟ به ياد ثروتهايى مىافتد كه بدون توجه به حلال و حرام بودن جمع آورى كرد ، و هرگز در طريق تحصيل آنها نينديشيد .
انگشت حسرت به دهان مىگيرد ، و دست خود را از پشيمانى مىگزد ،
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 157
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص١٥٧