آن است .
البته « غنا » مصاديق مشكوكى نيز دارد ( مانند همه مفاهيم ديگر ) كه انسان به راستى نمىداند فلان صوت مناسب مجالس فسق و فجور است يا نه ؟ و در اين صورت به حكم اصل برائت محكوم به حليت است ( البته بعد از آگاهى كافى از مفهوم عرفى غنا طبق تعريف فوق ) .
و از اينجا روشن مىشود صداها و آهنگهاى حماسى كه متناسب ميدانهاى نبرد و يا ورزش و يا مانند آن است دليلى بر تحريم آن نيست .
البته در زمينه غنا بحثهاى ديگرى نيز وجود دارد از قبيل پاره اى از استثناها كه بعضى براى آن قائل شدهاند ، و جمعى آن را انكار كردهاند ، و مسائل ديگر كه بايد در كتب فقهى از آن سخن گفت .
آخرين سخنى كه در اينجا ذكر آن را لازم مىدانيم اين است كه آنچه در بالا گفتيم مربوط به خوانندگى است و اما استفاده از آلات موسيقى و حرمت آن بحث ديگرى دارد كه از موضوع اين سخن خارج است .
3 - فلسفه تحريم غنا
دقت در مفهوم « غنا » با شرائطى كه در شرح موضوع آن گفتيم ، فلسفه تحريم آن را به خوبى روشن مىسازد .
در يك بررسى كوتاه به مفاسد زير برخورد مىكنيم :
الف : تشويق به فساد اخلاق -
تجربه نشان داده است - و تجربه بهترين شاهد و گواه است - كه بسيارى افراد تحت تاثير آهنگهاى غناء ، راه تقوى و پرهيزكارى را رها كرده ، و به شهوات و فساد روى مىآورند .
مجلس غنا معمولا مركز انواع مفاسد است و آنچه به اين مفاسد دامن مىزند همان غناء است .