زيرا طبق عقيده ماديين ، روح چيزى جز خواص « فيزيك و شيميايى » سلولهاى مغزى نيست كه با فناى بدن نابود مىشود ، درست مانند از بين رفتن حركات عقربه ساعت بعد از نابودى آن .
طبق اين عقيده ، روح چيزى نيست كه حافظ شخصيت انسان باشد بلكه جزئى از خواص جسم او است كه با متلاشى شدن جسم از بين مىرود .
دلائل فلسفى متعددى بر اصالت و استقلال روح در دست داريم كه ما گوشه اى از آن را ذيل آيه 85 سوره اسراء ( جلد 12 صفحه 254 به بعد ) آورديم منظور در اينجا بيان دليل نقلى بر اين موضوع بود كه آيه فوق ، از آن آيات دال بر اين معنى محسوب مىشود .
2 - فرشته مرگ ( ملك الموت )
از آيات مختلف قرآن مجيد استفاده مىشود كه خداوند امور اين جهان را بوسيله گروهى از فرشتگان تدبير مىكند ، چنان كه در آيه 5 سوره « نازعات » مىفرمايد : فَالْمُدَبِّراتِ أَمْراً : « سوگند به فرشتگانى كه به فرمان خدا تدبير امور مىكنند » .
مىدانيم سنت الهى بر اين است كه مشيت خود را از طريق اسباب پياده كند .
و گروهى از اين فرشتگان ، فرشتگان قبض ارواحند كه در آيات 28 و 33 سوره نحل و بعضى ديگر از آيات قرآن به آنها اشاره شده است ، و در رأس آنها « ملك الموت » قرار دارد .
احاديث زيادى در اين زمينه ، نقل شده كه اشاره به بعضى از آنها از جهاتى لازم به نظر مىرسد :
1 - در حديثى از پيامبر گرامى اسلام ص مىخوانيم كه فرمود :
الامراض