لذا در آيه بعد مىگويد : ما به اين دوزخيان خواهيم گفت : « بچشيد عذاب جهنم را به خاطر اينكه لقاى امروز خود را فراموش كرديد ، و ما نيز شما را به دست فراموشى سپرديم » ! ( * ( فَذُوقُوا بِما نَسِيتُمْ لِقاءَ يَوْمِكُمْ هذا إِنَّا نَسِيناكُمْ ) * ) .
« و نيز بچشيد عذاب هميشگى را به سبب اعمالى كه انجام مىداديد » ( * ( وَذُوقُوا عَذابَ الْخُلْدِ بِما كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ ) * ) .
بار ديگر از اين آيه استفاده مىشود كه فراموش كردن دادگاه عدل قيامت سر چشمه اصلى بدبختيهاى آدمى است ، و در اين صورت است كه خود را در برابر قانونشكنىها و مظالم آزاد مىبيند ، و نيز از اين آيه به خوبى روشن مىشود كه مجازات ابدى در برابر اعمالى است كه انسان انجام مىدهد و نه چيز ديگر ( 1 ) .
ضمنا منظور از فراموش كردن پروردگار نسبت به بندگانش ، بى اعتنايى و ترك حمايت و فريادرسى است و گر نه همه عالم هميشه نزد پروردگار است و فراموشى در باره او معنى ندارد .
نكتهها :
1 - استقلال روح و اصالت آن
نخستين آيه از آيات فوق كه دلالت بر قبض ارواح به وسيله فرشته مرگ دارد از دلائل استقلال روح آدمى است .
زيرا تعبير به « توفى » كه همان دريافت داشتن و قبض كردن است نشان مىدهد كه روح پس از جدايى از بدن باقى مىماند ، و نابود نمىشود ، و اصولا تعبير از انسان در آيه فوق به « روح » يا « نفس » گواه ديگرى بر اين معنى است
هامش
( 1 ) در باره « فلسفه خلود و عذاب جاويدان » بحث مشروحى در جلد نهم صفحه 239 به بعد ( ذيل آيه 107 سوره هود ) داشتهايم .