« پاسخ » : از لحن آيه به خوبى برمىآيد كه مهريه واقعى هشت سال خدمت كردن بوده است و دو سال ديگر مطلبى بوده است موكول به اراده و ميل موسى .
ج : اصولا آيا مىتوان « كار و خدمات » را مهريه قرار داد ؟ و چگونه مىتوان با چنين همسرى همبستر گرديد در حالى كه هنوز زمان پرداخت تمام مهريه او فرا نرسيده است و حتى قدرت بر پرداخت همه آن يك جا ندارد ؟
« پاسخ » : هيچ دليلى بر عدم جواز چنين مهرى وجود ندارد ، بلكه اطلاقات ادله مهر در شريعت ما نيز هر چيزى را كه ارزش داشته باشد شامل مىشود ، اين هم لزومى ندارد كه تمام مهر را يك جا بپردازند ، همين اندازه كه تمام آن در ذمه شوهر قرار گيرد و زن مالك آن شود كافى است ، اصل سلامت و استصحاب نيز حكم مىكند كه اين شوهر زنده مىماند و توانايى بر اداء اين خدمت را دارد .
د : اصولا چگونه ممكن است خدمت كردن به پدر ، مهر دختر قرار داده شود ؟ مگر دختر كالايى است كه او را به آن خدمت بفروشند ؟ ( 1 ) .
« پاسخ » : بدون شك شعيب از سوى دخترش در اين مساله احراز رضايت نموده و وكالت داشت كه چنين عقدى را اجرا كند ، و به تعبير ديگر مالك اصلى در ذمه موسى ، همان دختر شعيب بود ، اما از آنجا كه زندگى همه آنها به صورت مشترك و در نهايت صفا و پاكى مىگذشت و جدايى در ميان آنها وجود نداشت ( همانگونه كه هم اكنون در بسيارى از خانوادههاى قديمى يا روستايى ديده مىشود كه زندگى يك خانواده كاملا به هم آميخته است ) اين مساله مطرح نبود ، كه اداى اين دين چگونه بايد باشد ، خلاصه اينكه مالك مهر تنها دختر است نه پدر و خدمات موسى نيز در همين طريق بود .
هامش
( 1 ) مرحوم « محقق حلى » در « شرايع » مىگويد : يصح العقد على منفعة الحر كتعليم الصنعة و السورة من القرآن و كل عمل محلل و على اجارة الزوج نفسه مدة معينة - و مرحوم فقيه بزرگوار صاحب جواهر بعد از ذكر اين عبارت مىگويد :
وفاقا للمشهور ( جواهر الكلام جلد 31 ص 4 ) .