بعلاوه از خلال سرگذشت صادقانه اى كه براى شعيب نقل كرد نيز قدرت او در مبارزه با قبطيان روشن مىشد و هم امانت و درستى او كه هرگز با جباران سازش نكرد ، و روى خوش نشان نداد .
در اينجا شعيب از پيشنهاد دخترش استقبال كرد ، رو به موسى نموده چنين « گفت : من مىخواهم يكى از اين دو دخترم را به همسرى تو در آورم به اين شرط كه هشت سال براى من كار كنى » ! ( * ( قالَ إِنِّي أُرِيدُ أَنْ أُنْكِحَكَ إِحْدَى ابْنَتَيَّ هاتَيْنِ عَلى أَنْ تَأْجُرَنِي ثَمانِيَ حِجَجٍ ) * ) ( 1 ) .
سپس افزود « و اگر هشت سال را به ده سال تكميل كنى محبتى كرده اى ، اما بر تو واجب نيست » ! ( * ( فَإِنْ أَتْمَمْتَ عَشْراً فَمِنْ عِنْدِكَ ) * ) .
و به هر حال « من نمىخواهم كار را بر تو مشكل بگيرم ، و انشاء اللَّه به زودى خواهى ديد كه من از صالحانم » ( * ( وَما أُرِيدُ أَنْ أَشُقَّ عَلَيْكَ سَتَجِدُنِي إِنْ شاءَ اللَّه مِنَ الصَّالِحِينَ ) * ) .
من به عهد و پيمانم وفادارم و هرگز سختگيرى نخواهم كرد و با خير و نيكى با تو رفتار خواهم نمود .
در اطراف اين پيشنهاد ازدواج و مهريه و ساير خصوصيات آن سؤالات بسيارى مطرح است كه در بحث نكاح ان شاء اللَّه خواهد آمد .
هامش
( 1 ) « حجج » جمع « حجة » است و « حجة » به معنى يك سال است نظر به اينكه معمول عرب اين بود كه در هر سال يك حج بجا مىآوردند و از زمان ابراهيم به يادگار مانده بود .