نوزاد را تهديد مىكرد رهايى يافت .
براى جمله « * ( هُمْ لا يَشْعُرُونَ ) * » تفسيرهاى ديگرى نيز شده : مرحوم طبرسى مخصوصا اين احتمال را بعيد نمىداند كه تكرار اين جمله در آيات قبل و اينجا در باره فرعون براى اشاره به اين حقيقت باشد او كه تا اين اندازه از مسائل بى خبر بود چگونه دعوى الوهيت مىكرد ؟ چگونه مىخواست با اراده پروردگار و مشيت الهى بجنگد ؟
به هر حال اراده خداوند به اين تعلق گرفته بود كه اين نوزاد به مادرش به زودى برگردد و قلب او را آرام بخشد ، لذا مىفرمايد : « ما همه زنان شيرده را از قبل بر او تحريم كرديم » ( * ( وَحَرَّمْنا عَلَيْه الْمَراضِعَ مِنْ قَبْلُ ) * ) ( 1 ) .
طبيعى است نوزاد شيرخوار چند ساعت كه مىگذرد ، گرسنه مىشود ، گريه مىكند ، بىتابى مىكند ، بايد دايه اى براى او جستجو كرد ، بخصوص كه ملكه مصر سخت به آن دل بسته ، و چون جان شيرينش دوست مىدارد ! ماموران حركت كردند و در به در دنبال دايه مىگردند ، اما عجيب اينكه پستان هيچ دايه اى را نمىگيرد .
شايد از ديدن قيافه آنها وحشت مىكند ، و يا طعم شيرشان كه با ذائقه او آشنا نيست تلخ و نامطلوب جلوه مىكند ، گويى مىخواهد خود را از دامان دايهها پرتاب كند اين همان تحريم تكوينى الهى بود كه همه دايهها را بر او حرام كرده بود .
هامش
( 1 ) « مراضع » جمع « مرضع » ( بر وزن مخبر ) به معنى زن شيرده است ، بعضى نيز آن را جمع « مرضع » ( بر وزن مكتب ) به معنى محل شير دادن يعنى پستان دانستهاند .
اين احتمال نيز داده شده كه مصدر ميمى و به معنى « رضاع » ( شير دادن ) بوده باشد ولى معنى اول مناسبتر است .