نبايد از ابا بكر سوره را ميگرفت و به علي مىداد .
گفتهاند عترت بمعنى سنگ بزرگى است كه سوسمار آنجا خانه ميگيرد و اين به جهت آنست كه خانهى خود را گم نكند .
بعضى نيز ميگويند : عترت ريشه درختى است كه قطع شده و از آن ريشهها و شاخها روئيده .
عترت در غير اين معنى فرمايش پيامبر اكرم است كه فرمود :
« لا فرعة و لا عتيرة »
اصمعى گفته در جاهليت نذر ميكردند كه اگر گوسفندشان به صد عدد رسيد يك رجيبه و عتايره بكشند گاهى اگر كسى از روى بخل امساك از كشتن گوسفند خود داشت به اين جهت از آهوها صيد ميكرد و آن را عوض گوسفند خود تقديم بخدايان ميكرد تا نذرش انجام شده باشد حارث بن حلزه اين شعر را در همين مورد گفته :
عننا باطلا و ظلما كما * تعتر عن حجرة الربيض الظبا
يعنى بگناه ديگرى او را مىگيرند چنانچه آنها آهو را ميكشتند بجاى گوسفند خود . اصمعى گفته است عترت بمعنى باد و درخت پر شيرهاى كه كوچك است به اندازه قامت انسان .
عتر بمعنى آلت است ( عتر يعتر عترا ) يعنى آلت نعوذ كرد .
رياشى گفت : از اصمعى معنى عترت را پرسيدم گفت گياهى است مانند مرزنجوش كه متفرق ميرويد .
سپس صدوق مىنويسد : عترت عبارت از علي بن ابى طالب و فرزندان او است از فاطمه عليها السّلام و اولاد پيامبرند اينها همان كسانى هستند كه پيامبر اكرم تصريح بامامت ايشان نمود بدستور خدا اولى ايشان علي عليه السّلام و آخرين آنها قائم است .
بنا بر معنى كه تمام عرب براى لفظ عترت نمودهاند .
توضيح اينكه ائمه عليهم السّلام از بين جميع بنى هاشم و بين تمام فرزندان ابو طالب مانند تكه مشكى بزرگ هستند كه در مشكدان دانش آنها شربت گوارا و