تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار (ج23 تا 27) (بخش امامت) ( فارسى) — صفحة 78

مساهمون:

ص٧٨
فرمود هر كه مايل است دست بياندازد بشاخه ياقوت احمرى كه خداوند آن را در بهشت كاشته در جنت عدن چنگ بزند بحب علي بن ابي طالب و ذريه طاهرين او عليهم السّلام . از آن جمله مسعود بن ناصر سجستانى از ربيعه سعدى نقل مىكند كه گفت پيش حذيفة بن يمان در مسجد پيامبر اكرم رفتم گفت تو كه هستى ؟ گفتم ربيعه سعدى گفت : به به برادرى كه نامش را شنيده بودم ولى او را تاكنون نديده بودم چه كار دارى ؟ گفتم براى غرض دنيوى نيامده‌ام من از عراق مىآيم از پيش گروهى كه به پنج دسته شده‌اند . حذيفه گفت سبحان اللَّه چه موجب شده كه اختلاف نمايند امر واضح و آشكار است چه ميگويند . گفتم گروهى معتقدند كه ابا بكر شايسته خلافت است و او از ديگران مقدم است چون پيامبر اكرم صلّى اللَّه عليه و آله و سلم او را صديق ناميده و در غار همراه آن جناب بوده است . بعضى ميگويند عمر شايسته است چون پيامبر فرموده است خدايا دين را عزت بخش بابى جهل يا بعمر بن خطاب . حذيفه گفت خداوند دين را بوسيلهء محمّد صلّى اللَّه عليه و آله و سلم عزت بخشيده نه بوسيله ديگرى . گفتم بعضى نيز ميگويند ابا ذر غفارى زيرا پيامبر اكرم فرموده است آسمان سبز سايه نافكنده و زمين برنداشته سخن‌گوئى را كه از ابا ذر راستگوتر باشد . حذيفه گفت رسول اكرم راستگوتر و بهتر از ابى ذر بوده آسمان بر او سايه افكنده و زمين او را برداشته . گفتم گروهى نيز سلمان فارسى را شايسته ميدانند چون پيغمبر در باره او فرموده است سلمان علم اول و علم آخر را درك كرده دريائى خشك نشدنى است