تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار (ج23 تا 27) (بخش امامت) ( فارسى) — صفحة 32

مساهمون:

ص٣٢
دو امام باشد . فرمود : نه مگر امامى كه خاموش باشد و مأموريت سخن گفتن ندارد آن امام كه مأمور است و مقدم بر اوست سخن ميگويد . بصائر : محمّد بن عماره از حضرت رضا عليه السّلام نقل مىكند كه حجت براى خدا تمام نميشود مگر بوسيله امامى كه شناخته شود . بصائر الدرجات : يعقوب بن سراج گفت به حضرت صادق عليه السّلام عرضكردم ممكن است زمين خالى از عالمى زنده از شما خانواده باشد كه مردم در حلال و حرام به او پناه برند فرمود : نه . يا ابا يوسف اين مطلب در كتاب خدا كاملا آشكار است : فرموده
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اصْبِرُوا وَ صابِرُوا
كه امر به شكيبائى و صبر مينمايد با دشمنانشان از مخالفين شما
وَ رابِطُوا
دستور ارتباط با امام خود ميدهد
وَ اتَّقُوا اللَّهَ
از خدا بپرهيزيد در مورد واجبات و دستوراتى كه داده است « 1 » . غيبت نعمانى : يعقوب بن شعيب گفت : از حضرت صادق عليه السّلام شنيدم ميفرمود به خدا قسم هرگز خدا وانخواهد گذاشت مسأله امامت را مگر اينكه كسى را عهده دار آن مقام خواهد نمود تا روز قيامت . غيبت نعمانى : موسى بن بكر از مفضل نقل كرد كه حضرت صادق عليه السّلام در مورد آيه
إِنَّما أَنْتَ مُنْذِرٌ وَ لِكُلِّ قَوْمٍ هادٍ
فرمود : هر امامى هادى و راهنماى قرنى است كه در آن قرن زندگى مىكند . غيبت نعمانى : ابو اسحاق سبيعى گفت از يكى از اصحاب مورد اعتماد امير المؤمنين عليه السّلام شنيدم كه حضرت علي عليه السّلام در ضمن خطبه طولانى كه در كوفه نمود ، فرمود : بار خدايا ناچار بايد حجتى در روى زمين داشته باشى كه مردم را بدين راهنمائى كند و به آنها علم ترا بياموزد تا مبادا پيروان و اوليائت متفرق
هامش
( 1 ) چند روايت مكرر در اين صفحه است كه مضمون آنها قبلا گذشته است .