در اختيار ندارند ، بلكه دلائل بسيار است اما آنها چشم بر هم نهاده نمىبينند .
آيه بعد منطق منكران رستاخيز را در يك جمله بيان مىكند : « كافران گفتند آيا هنگامى كه ما و پدرانمان خاك شديم باز هم از دل خاك بيرون فرستاده خواهيم شد » ؟ ( * ( وَقالَ الَّذِينَ كَفَرُوا أَ إِذا كُنَّا تُراباً وَآباؤُنا أَ إِنَّا لَمُخْرَجُونَ ) * ) .
آنها به همين اندازه قناعت كردند كه اين مساله بعيدى است كه انسان خاك شود و دوباره به زندگى برگردد ، در حالى كه روز اول خاك بودند و از خاك برخاستند ، چه مانعى دارد كه باز به خاك برگردند و سپس حيات جديدى پيدا كنند .
جالب اينكه در هشت مورد از قرآن به همين گونه تعبير برخورد مىكنيم كه آنها به مجرد استبعاد راه انكار را در مورد قيامت پوييدهاند .
سپس آنها مىافزايند : « اين وعده بى پايه اى است كه به ما و پدرانمان از پيش داده شده » و هرگز اثرى از آن نمايان نبوده و نيست ( * ( لَقَدْ وُعِدْنا هذا نَحْنُ وَآباؤُنا مِنْ قَبْلُ ) * ) .
« اينها همان افسانههاى پيشينيان است » ، اينها اوهام و خرافاتى بيش نيست ( * ( إِنْ هذا إِلَّا أَساطِيرُ الأَوَّلِينَ ) * ) .
بنا بر اين نخست از استبعاد شروع مىكردند و بعد آن را پايه انكار مطلق قرار مىدادند ، گويى انتظار داشتند رستاخيز به زودى متحقق شود و چون در عمر خود شاهد و ناظر آن نبودند آن را نفى مىكردند .
به هر حال اين تعبيرات همگى نشانه غرور و غفلت آنهاست .
ضمنا آنها با اين تعبير مىخواستند سخن پيامبر را در مورد قيامت تحقير كنند و بگويند اين از وعدههاى كهنه و بى اساسى است كه ديگران هم به نياكان ما دادهاند و مطلب تازه اى به نظر نمىرسد كه قابل بررسى و مطالعه باشد .
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 528
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٥٢٨