ترجمه :
20 - ( سليمان ) در جستجوى پرنده ( هدهد ) برآمد و گفت چرا هدهد را نمىبينم يا اينكه او از غايبان است .
21 - من او را قطعا كيفر شديدى خواهم داد و يا او را ذبح مىكنم و يا دليل روشنى ( براى غيبتش ) براى من بياورد .
22 - چندان طول نكشيد ( كه هدهد آمد و ) گفت من بر چيزى آگاهى يافتم كه تو بر آن آگاهى نيافتى من از سرزمين سبا يك خبر قطعى براى تو آوردهام .
23 - من زنى را ديدم كه بر آنها حكومت مىكند و همه چيز در اختيار داشت ( مخصوصا ) تخت عظيمى دارد .
24 - ( اما ) من او و قومش را ديدم كه براى غير خدا - خورشيد - سجده مىكنند و شيطان اعمالشان را در نظرشان زينت داده آنها را از راه بازداشته و آنها هدايت نخواهند شد .
25 - چرا براى خداوندى سجده نمىكنند كه آنچه در آسمانها و زمين پنهان است خارج مىكند ؟
و آنچه را مخفى مىكنيد و آشكار نمىسازيد ، ميداند ؟
26 - خداوندى كه معبودى جز او نيست ، و پروردگار و صاحب عرش عظيم است .
تفسير : داستان هدهد و ملكه سبا
در اين قسمت از آيات به فراز ديگرى از زندگى شگفتانگيز سليمان اشاره كرده ، و ماجراى هدهد و ملكه سبا را بازگو مىكند .
نخست مىگويد : « سليمان هدهد را نديد ، و در جستجوى او برآمد » ( * ( وَتَفَقَّدَ الطَّيْرَ ) * ) .
اين تعبير به وضوح بيانگر اين حقيقت است كه او به دقت مراقب وضع كشور و اوضاع حكومت خود بود و حتى غيبت يك مرغ از چشم او پنهان نمىماند ! .