172 - سپس ديگران را هلاك كرديم .
173 - و بارانى ( از سنگ ) بر آنها فرو فرستاديم ، چه باران بدى بود اين باران انذار شدگان .
174 - در اين ( ماجراى قوم لوط و سرنوشت شوم آنها ) آيتى است ، اما اكثر آنها ايمان نياوردند .
175 - و پروردگار تو عزيز و رحيم است .
تفسير : سرانجام قوم لوط
قوم لوط كه سرگرم باده شهوت و غرور بودند بجاى اينكه اندرزهاى اين رهبر الهى را با جان و دل پذيرا شوند ، و خود را از منجلابى كه در آن غوطه ور بودند رهايى بخشند به مبارزه با او برخاستند ، و « گفتند : اى لوط ! بس است ، خاموش باش ، اگر از اين سخنان خوددارى نكنى از اخراج شوندگان اين شهر و ديار خواهى بود » ( * ( قالُوا لَئِنْ لَمْ تَنْتَه يا لُوطُ لَتَكُونَنَّ مِنَ الْمُخْرَجِينَ ) * ) .
سخنان تو فكر ما را به هم مىريزد و آرامش ما را به هم مىزند ، ما حتى حاضر به شنيدن اين حرفها نيستيم ، و اگر هم چنان ادامه دهى ، كمترين مجازات تو تبعيد از اين سرزمين است .
در جاى ديگر از آيات قرآن مىخوانيم كه اين تهديد را در آستانه عمل قرار دادند ، و دستور دادند خاندان لوط را از شهر بيرون كنيد ، چرا كه آنها افرادى پاكند و گناه نمىكنند « ! ( أَخْرِجُوهُمْ مِنْ قَرْيَتِكُمْ إِنَّهُمْ أُناسٌ يَتَطَهَّرُونَ ) .
كار مردم گمراه و آلوده بجايى مىرسد كه پاكى و تقوا در ميان آنها بزرگترين عيب است ، و ناپاكى و آلودگى افتخار ! ، و اين است سرنوشت شوم جامعه اى كه با سرعت به سوى فساد مىرود .
از جمله « * ( لَتَكُونَنَّ مِنَ الْمُخْرَجِينَ ) * » چنين استفاده مىشود كه اين جمعيت فاسد ، گروهى از افراد پاك را كه مزاحم اعمال زشت خود مىديدند ، قبلا از شهر