و اخلاقى اهميت مىدهد ، چرا كه تمامى برنامههاى عملى انسان بازتابى از آن است .
همانگونه كه سلامت قلب ظاهرى ، عامل سلامت جسم و بيمارى آن سبب بيمارى همه اعضاء است ، چرا تغذيه تمام سلولهاى بدن بوسيله خونى انجام مىگيرد كه به كمك قلب به تمام نقاط كشور تن فرستاده مىشود ، همين گونه سلامت و فساد برنامههاى زندگى انسان جلوه و بازتابى است از سلامت و فساد عقيده و اخلاق .
اين بحث را با سخنى از امام صادق ع پايان مىدهيم آنجا كه فرمود :
قلبها چهار گونه است :
قلبى كه در آن نفاق و ايمان است .
و قلبى كه وارونه است .
و قلبى كه مهر بر آن خورده ، هيچ حقى بر آن وارد نمىشود .
و قلبى كه نورانى است و خالى ( از غير خدا ) .
سپس افزود : قلب نورانى قلب مؤمن است ، هر گاه خدا نعمتى به او بخشد شكر مىگويد و هر گاه مصيبتى به او رسد صبر و شكيبايى مىكند ، اما قلب وارونه قلب مشركان است همانگونه كه خداوند فرموده : أَ فَمَنْ يَمْشِي مُكِبًّا عَلى وَجْهِه أَهْدى أَمَّنْ يَمْشِي سَوِيًّا عَلى صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ : « آيا كسى كه به صورت بر زمين راه مىرود هدايت يافته تر است يا كسى كه راست قامت بر صراط مستقيم گام برمىدارد » ؟ ! اما قلبى كه در آن ايمان و نفاق است قلب كسانى است كه در برابر حق و باطل بى تفاوتند ، اگر در محيط حق قرار گيرند تابع حق مىشوند و اگر در محيط باطل باشند گرايش به باطل پيدا مىكنند ، و اما قلب مهر خورده قلب منافقان است » ( 1 ) .
هامش
( 1 ) « اصول كافى » ج 2 صفحه 309 - باب فى ظلمة قلب المنافق ( با كمى نقل به معنى ) .