« زيرا شما معبودان دروغين را با پروردگار عالميان برابر مىپنداشتيم » ! ( * ( إِذْ نُسَوِّيكُمْ بِرَبِّ الْعالَمِينَ ) * ) ( 1 ) .
« اما هيچكس ما را گمراه نكرد مگر مجرمان » ( * ( وَما أَضَلَّنا إِلَّا الْمُجْرِمُونَ ) * ) .
همان مجرمانى كه رؤساى جامعه ما بودند و براى حفظ منافع خويش ما را به اين راه كشاندند و بدبخت كردند .
اين احتمال نيز دارد كه منظور از مجرمان ، شياطين يا نياكان گمراهشان باشند كه آنها را به اين راه كشاندند .
ولى افسوس كه امروز « شفاعت كنندگانى براى ما وجود ندارد » ( * ( فَما لَنا مِنْ شافِعِينَ ) * ) .
« و نه دوست گرم و پر محبتى » كه بتواند ما را يارى كند ( * ( وَلا صَدِيقٍ حَمِيمٍ ) * ) خلاصه نه معبودان به شفاعت ما مىپردازند ، آن چنان كه ما در دنيا مىپنداشتيم ، و نه دوستان قدرت يارى ما را دارند .
قابل توجه اينكه « شافعين » در آيه گذشته به صورت جمع « صديق » به صورت مفرد آمده ، اين تفاوت ممكن است به خاطر آن باشد كه اين گروه از گمراهان با چشم خود مىبينند مؤمنانى كه لغزشهايى داشتهاند از شفاعت جمعى از شفاعت كنندگان همچون انبياء و اوصياء و فرشتگان ، و شفاعت بعضى از دوستان صالح برخوردار مىشوند ، آنها نيز آرزو مىكنند كه اى كاش شفاعت كننده و دوستى داشتند .
هامش
( 1 ) « اذ » در اينجا ممكن است به معنى ظرفيه يا تعليليه بوده باشد .