« بدبخت كسى است كه فريب هوى و غرور خويش را بخورد » ( 1 ) .
در حديث ديگرى از همان حضرت مىخوانيم كه : « هواپرستى دشمن عقل است »
( الهوى عدو العقل )
( 2 ) .
و نيز مىخوانيم : « هواپرستى اساس تمام رنجها است »
( الهوى اس المحن )
( 3 ) .
و همان حضرت مىفرمايد : « هرگز نه دين با هواپرستى جمع مىشود و نه عقل »
( لا دين مع هوى )
( 4 )
( و لا عقل مع هوى )
( 5 ) .
خلاصه آنجا كه هواپرستى است نه پاى دين در ميان است و نه پاى عقل ، در آنجا چيزى جز بدبختى و رنج و بلا نيست ، در آنجا جز بيچارگى و شقاوت و فساد نخواهد بود .
رويدادهاى زندگى ما و تجربيات تلخى كه در دوران عمر در مورد خويش و ديگران ديدهايم شاهد زنده تمام نكته هايى است كه در آيات و روايات فوق در زمينه هواپرستى وارد شده است .
افرادى را مىبينيم كه چوب يك ساعت هواپرستى را تا آخر عمر مىخورند ! .
جوانانى را سراغ داريم كه بر اثر پيروى از هوى چنان در دام اعتيادهاى خطرناك و انحرافات جنسى و اخلاقى گرفتار شدهاند كه تبديل به موجودى زبون ، ناتوان و بى ارزش گرديده ، و تمام نيروها و سرمايههاى خويش را از كف دادند .
در تاريخ معاصر و گذشته به نام كسانى برخورد مىكنيم كه به خاطر هوا - پرستيشان هزاران و گاه ميليونها انسان بى گناه را به خاك و خون كشيدهاند و نام ننگينشان تا ابد به زشتى برده مىشود .
هامش
( 1 ) نهج البلاغه خطبه 86 .
( 2 ) غرر الحكم جمله 265 .
( 3 ) غرر الحكم جمله 1048 .
( 4 ) غرر الحكم جمله 10531 .
( 5 ) غرر الحكم جمله 10541 .