در زمينه « بت هوا و هوس » در نكتهها ، به خواست خدا ، بحث مشروحى خواهد آمد .
بالآخره سومين پاسخى كه قرآن از اين گروه گمراه مىگويد اين است كه مىگويد : « آيا تو گمان مىكنى كه اكثر آنها گوش شنوا دارند ، يا مىفهمند » ؟ ! ( * ( أَمْ تَحْسَبُ أَنَّ أَكْثَرَهُمْ يَسْمَعُونَ أَوْ يَعْقِلُونَ ) * ) .
« نه آنها تنها مانند چهارپايانند ، بلكه گمراهتر » ! ( * ( إِنْ هُمْ إِلَّا كَالأَنْعامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ ) * ) .
يعنى سخريهها و سخنان زننده و غير منطقى آنها هرگز تو را ناراحت نكند چون آدمى يا بايد خود داراى عقل باشد و آن را به كار گيرد ( و مصداق « يعقلون » گردد ) و يا اگر از علم و دانش برخوردار نيست از دانايان سخن بشنود ( و مصداق يسمعون باشد ) اما اين گروه نه آنند و نه اين ، و به همين دليل با چهار پايان تفاوتى ندارند ، و روشن است كه از چهارپا نمىتوان توقعى داشت ، جز نعره كشيدن و لگد زدن ، و كارهاى غير منطقى انجام دادن .
بلكه اينها از چهارپايان نيز بدبختتر و بينواترند كه آنها امكان تعقل و انديشه ندارند ، و اينها دارند و به چنان روزى افتادهاند ! .
قابل توجه اينكه باز در اينجا قرآن ، تعبير به « اكثرهم » مىكند و اين حكم را به همه آنها تعميم نمىدهد ، چرا كه ممكن است در ميان آنها افرادى واقعا فريب خورده باشند كه وقتى در مقابل حق قرار گرفتند تدريجا پردهها از مقابل چشمشان كنار مىرود و پذيراى حق مىشوند و اين خود دليل بر رعايت انصاف در بحثهاى قرآنى است .
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 102
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص١٠٢