عرض كرد يا رسول اللَّه انها هدى ! : « اى پيامبر خدا اين قربانى است » ! فرمود :
اركبها ويلك ! : « واى بر تو مىگويم سوار شو » ! ( 1 ) .
در روايات متعددى كه از طرق اهل بيت رسيده نيز روى همين مطلب تاكيد شده است از جمله « ابو بصير » از « امام صادق » ع نقل مىكند كه در تفسير آيه فوق فرمود :
ان احتاج الى ظهرها ركبها ، من غير ان يعنف عليها و ان كان لها لبن حلبها حلابا لا ينهكها :
« اگر نياز به سوارى دارد بر آن سوار شود ، ولى آن حيوان را به زحمت نيفكند ، و اگر شير دارد شيرش را بدوشد ، اما براى دوشيدن شير آن را در فشار قرار ندهد » ( 2 ) .
در واقع دستور فوق دستورى است معتدل و حد وسط در ميان دو كار افراطى و خارج از رويه ، از يك سو بعضى احترام حيوانات قربانى را اصلا نگاه نمىداشتند و گاه قبل از محل آنها را ذبح كرده و از گوشتشان استفاده مىنمودند كه در آيه 2 سوره مائده از آن نهى شده ( لا تُحِلُّوا شَعائِرَ اللَّه وَلَا الشَّهْرَ الْحَرامَ وَلَا الْهَدْيَ وَلَا الْقَلائِدَ ) .
و از سوى ديگر بعضى آن چنان راه افراط را پيش مىگرفتند كه به مجرد اينكه نام قربانى بر حيوان گذارده مىشد نه از شير آن استفاده مىكردند و نه بر آن سوار مىشدند ، هر چند از راه دور به سوى مكه مىآمدند كه در آيه مورد بحث اين معنى مجاز شمرده شده است .
تنها ايرادى كه ممكن است بر تفسير فوق گرفته شود اين است كه در آيات گذشته سخن از حيوانات قربانى در ميان نبود ، چگونه ضمير به آن باز مىگردد ؟
اما با توجه به اينكه حيوانات قربانى مسلما يكى از مصداقهاى « شعائر اللَّه » است كه در آيه قبل به آن اشاره شده و بعدا نيز خواهد آمد پاسخ اين ايراد روشن
هامش
( 1 ) تفسير كبير فخر رازى جلد 23 صفحه 33 .
( 2 ) نور الثقلين جلد 3 صفحه 497 .