مكه ليست على شىء منها باب ، و كان اول من علق على بابه المصراعين ، معاوية بن ابى سفيان ، و ليس ينبغى لاحد ان يمنع الحاج شيئا من الدور و منازلها :
« در آغاز خانههاى مكه ، در نداشت ، نخستين كسى كه براى خانه خود در گذاشت معاويه بود ، و سزاوار نيست هيچكس حجاج را از خانهها و منازل مكه منع كند » .
از بعضى از روايات نيز استفاده مىشود كه زوار خانه خدا حق دارند از حياط خانهها تا پايان مناسك حج استفاده كنند .
البته اين حكم تا حدود زيادى با بحث آينده ارتباط دارد كه منظور از مسجد الحرام در اين آيه خصوص آن مسجد است ، يا تمام مكه را شامل مىشود ، در صورتى كه قول اول را بپذيريم نوبت به خانههاى مكه نمىرسد ، ولى در صورتى كه تمام مكه را در مفهوم آيه داخل بدانيم تحريم خريد و فروش و يا اجاره گرفتن از خانههاى مكه براى حجاج مطرح مىشود و از آنجا كه اين مطلب از نظر منابع فقهى و روايات و تفسير مسلم نيست حكم به تحريم مشكل است ، ولى بدون شك سزاوار است اهل مكه هر گونه تسهيلاتى براى زوار خانه خدا قائل شوند و هيچگونه اولويت و امتيازى براى خود نسبت به آنها حتى در خانهها قائل نشوند ، و روايات نهج البلاغه و مانند آن نيز ظاهرا اشاره به همين است .
و به هر حال قول به تحريم در ميان فقهاى شيعه و اهل تسنن ، طرفداران زيادى ندارد ( براى توضيح بيشتر به جلد 20 جواهر الكلام صفحه 48 به بعد در احكام منى مراجعه شود ) .
اين معنى نيز مسلم است كه هيچكس حق ندارد به عنوان متولى خانه خدا يا عناوين ديگر ، كمترين مزاحمتى براى زائر اين خانه ايجاد كند ، و يا آن را بيك پايگاه اختصاصى براى تبليغات و برنامههاى خود تبديل نمايد .
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 63
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٦٣