نخواهند داد « ( * ( يَعْبُدُونَنِي لا يُشْرِكُونَ بِي شَيْئاً ) * ) .
مسلم است بعد از اين سيطره حكومت توحيد و استقرار آئين الهى و از ميان رفتن هر گونه اضطراب و ناامنى و هر گونه شرك « كسانى كه بعد از آن كافر شوند فاسقان واقعى آنها هستند » ( * ( وَمَنْ كَفَرَ بَعْدَ ذلِكَ فَأُولئِكَ هُمُ الْفاسِقُونَ ) * ) .
به هر حال از مجموع آيه چنين بر مىآيد كه خداوند به گروهى از مسلمانان كه داراى اين دو صفت هستند « ايمان » و « عمل صالح » سه نويد داده است :
1 - استخلاف و حكومت روى زمين .
2 - نشر آئين حق به طور اساسى و ريشه دار در همه جا ( كه از كلمه « تمكين » استفاده مىشود ) .
3 - از ميان رفتن تمام اسباب خوف و ترس و وحشت و ناامنى .
و نتيجه اين امور آن خواهد شد كه با نهايت آزادى خدا را بپرستند و فرمانهاى او را گردن نهند و هيچ شريك و شبيهى براى او قائل نشوند و توحيد خالص را در همه جا بگسترانند .
البته در نكته هايى كه ذيلا بيان خواهيم كرد روشن مىشود كه اين وعده الهى كى تحقق يافته و يا كى تحقق خواهد يافت ؟ !
نكتهها :
1 - تفسير جمله « * ( كَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ ) * » .
در اينكه اين جمله اشاره به چه اشخاصى است كه قبل از مسلمانان داراى خلافت روى زمين شدند ؟ در ميان مفسران گفتگو است :
بعضى آن را اشاره به آدم و داود و سليمان دانستهاند چرا كه قرآن در آيه 30 سوره بقره درباره « آدم » مىفرمايد : إِنِّي جاعِلٌ فِي الأَرْضِ خَلِيفَةً : « من در زمين مىخواهم خليفه اى قرار دهم » .